گلشیری و داستان مردمی که گرفتار نیستند!

امروز وقت نهار داشتم داستان انفجار بزرگ هوشنگ گلشیری رو که مدت ها پیش با صدای خودش گوش کرده بودم، دوباره گوش میدادم. اصلا چی شد که یاد این داستان افتادم و دوباره از لابه لای فایل هام درش آوردم. یادم هست چند مدت پیش دوستم گفت چرا انقدر آشفته ای، گفتم فلانی رو دیدم […]

ول کردن کار با ول کردن استراتژی فرق دارد

شیب اولین کتابی بود که من از ست گودین خواندم. همین جا از دوستانی که بارها به خواندنش تاکید کردند تشکر میکنم. داشتم کتاب را میخواندم، رسیدم به مفهومی که خیلی به دلم نشست.در واقع کل کتاب در خصوص این است که شما بایستی کجای کار بفهمی مسیر به بن بست ختم میشود و کجا […]

درباره ی این بیست و چند سال

یکی دو روز پیش، آب از سر ۲۶ سالگی ما گذشت و مرز مسخره سال و ماه یک کَمَکی جا به جا شد و به قول یکی از دوستان دست دیگری بر این چوب خط رفت و ما به اصطلاح شدیم ۲۷ ساله! اول از همه رویداد جالبی رو تعریف کنم که خون تازه رو […]

هیچهایک به سوی تفلیس
با کمی چاشنی ایروان!

بالاخره شد اون چیزی که منتظرش بودم. چهار هفته تند تند کار کردن و راست و ریست کردن همه چیز برای سفر به گرجستان. فکر میکنم اینهمه انتظار ارزشش رو داشته باشه. تو این یک ماه احساس کردم شوق رسیدن به چیزی که توی ذهنم هست جوشش و شوق بسیاری توی رگهام ریخته. من یکبار […]

من هم از اینستاگرام خوشم نمیاید!

در وبلاگ پریسا حسینی و در پست چرا اینستاگرام را دوست ندارم، نقل قولی از سوزان سانتاگ خواندم که من را یاد درد و دلی شخصی انداخت. اکثر مردم عکاسی را همانند هر فرم توده‌ای هنر، به عنوان یک هنر به کار نمی‌گیرند. عکاسی برایشان یک رسم اجتماعی، روش مقابله با اضطراب و ابزار قدرت […]

دلنوشته برای تو (۲)

امروز به زندگی مان فکر میکردم، از نگاه تو کودکانه یا مضحک است اما نمیدانم چرا برای آنچه در ذات هستیم و آنچه تابحال تجربه زندگی بشر بوده، استعاره ای مانند رسوب به ذهنم خطور میکند. شاید دلیلش خاصیت تجمعی رسوب است. اینکه زمان سالها و سالها روی هم تلنبار میشود و سن ما را […]

روزهای شلوغ من و از طرفی دلتنگی برای متممی ها

این روزها به قول همه که میگن گرفتارم، من هم بدجور گرفتارم. البته گرفتاری مشخصه ریاکارانه و مثبت این روزهاس. کافیه یکی به تو زنگ بزنه و تو بگی گرفتاری! این وجه تمایز و برگ برنده انسان سال ۱۳۹۶ هه که در عین بی برنامه بودن و بیکاری، به همه اعلام کنه که گرفتاره. خواستم […]