چرا سفر میکنیم (۲) | استریوتایپ های سفر و گردشگری

پیش نوشت: قبلا یک نوشته با این عنوان داشتم که چرا سفر میکنیم و این نوشته هم ادامه سری مطالبی هست که تو وبلاگ من میتونید با عنوان چرا سفر میکنیم بهش برسید. من سفرهای زیادی نرفتم، اما در همون معدود مسافرت‌ها سعی کردم هربار کمی دقیقتر به انسان ها و محیط زندگی که درش پا […]

چرا سفر میکنیم | مقدمه و یک خاطره

پیش نوشت : خاطره ای از حدود یک و نیم سال پیش یادم اومد. به خانم مهندس اجرایی میان سالی که یادمه شیرزنی بودند، نرم افزار درس میدادم.(انگیزه شون برای یادگیری مثال زدنی بود) همسرشون در عراق پیمانکار مخازن آب بودند و در یکی از مرزها هم بنگاه صادرات میوه و تره بار داشتند. یادمه […]

کولی های ایران | یه چیزایی هم هست که بشه از کولی ها یاد گرفت! | سفر به سبزوار (2)

کولی های ایران | یه چیزایی هم هست که میشه از کولی ها یاد گرفت! | سفر به سبزوار (۲)

نشسته بودم توی یکی از غذاخوری های ارزون پایین شهر سبزوار. سرم توی بشقاب بود. پیرمردی که قبل از من نشسته بود روی میز چهره دیدنی داشت. باز دلم سوخت که چرا یه دوربین خوب ندارم، وگرنه یه عکس خوب از سوژه امروز میگرفته م! کلاه نمدی خاکی رنگی رو سرش بود. از تک و […]

روایت شیخ اسرار و شاه شهید | سفر به سبزوار (۱)

گفتند که حاج ملاهادی سبزواری بزرگترین فیلسوف قرن ۱۹ام در ایران بوده. گشت زنی امروز در سبزوار، من رو به این جای دنج و باحال در وسط شهر رسوند. یک آرامگاه دوست داشتنی و واقعا آرام. نه تنها برای ملاهادی سبزواری که در اینجا آرمیده، بلکه برای هرکسی که ناخودآگاه سر از اینجا در بیاره. پشت […]

سفر-به-لرستان

سفر به لرستان
چند عکس و چند خط نوشته

نمیدونم چرا تا به حال تصمیم نگرفته بودم به لرستان سفر کنم. هربار فکر میکردم روزی که بخوام به لرستان برم، نقشه رو میذارم جلوم و جاهای باحالش رو پیدا میکنم و نهایتا سه چهار روزه تمومش میکنم. البته این خطای رایجیه که آدم در مورد خیلی از استان ها و شهرها داره. فکر میکنم […]

سفر به هرمز
قسمت دوم

سفرنامه اول هرمز با این خط تموم شد که: برگشتیم به اسکله و من که جانِ دوباره گرفته بودم، در دَم، یک پیشنهاد احمقانه ی قایق سواری رو پذیرفتم که تو پست بعدی در موردش خواهم نوشت! بعد از فراز و نشیب گم شدن تو کوه های هرمز در جستجوی ساحل مفنق، جان نحیف من […]

داستان سفر به الموت
از دریاچه اوان تا دژ حسن صباح

سفر به الموت پیش نوشت طولانی: خاطرم میاد سال سوم راهنمایی کتاب قطور خداوند الموت رو در قفسه های کتاب خانه خوابگاه پیدا کردم. نشستم یکمی ورق زدم. از کتاب های تاریخی متنفر بودم، مثل خود کتاب تاریخ های درسی مون اکثرا نقل قولهای خشک و تحریف شده و سلسله واری داشتند که فقط مورخین […]