برای من، امروز روز معلم است
به بهانه تولد یک معلم

درست خاطرم هست، حدودا دو سال پیش بود. من سرباز بودم و پشت میزم در آن دفتر کنترل پروژه احمقانه ی آن نهاد کوفتی نشسته بودم. یک روز عادی، پر از حس سرخوردگی و خستگی ماه های آخر خدمت. تلفنم زنگ خورد، اخوی عزیز بود. فهمیدم حال و احوال کردنش بهانه ست برای گفتن چیز […]

آلبوم-جان-عشاق

آلبوم “جان عشاق”
موسیقی که من دوست دارم(۱)

پی نوشت: مدت هاست دوست دارم برای شوقی که به موسیقی و خصوصا موسیقی سنتی در وجودم هست کاری بکنم. تصمیم گرفتم برای اینکه ارتباطم رو با شعر و ادبیات فارسی جون دارتر کنم و سعی داشته باشم در کنار علاقه، کمی از  اصطلاحات و معانی و ریزه کاری ها بیشتر بدونم. برای همین تمام […]

گلشیری و داستان مردمی که گرفتار نیستند!

امروز وقت نهار داشتم داستان انفجار بزرگ هوشنگ گلشیری رو که مدت ها پیش با صدای خودش گوش کرده بودم، دوباره گوش میدادم. اصلا چی شد که یاد این داستان افتادم و دوباره از لابه لای فایل هام درش آوردم. یادم هست چند مدت پیش دوستم گفت چرا انقدر آشفته ای، گفتم فلانی رو دیدم […]

ول کردن کار با ول کردن استراتژی فرق دارد

شیب اولین کتابی بود که من از ست گودین خواندم. همین جا از دوستانی که بارها به خواندنش تاکید کردند تشکر میکنم. داشتم کتاب را میخواندم، رسیدم به مفهومی که خیلی به دلم نشست.در واقع کل کتاب در خصوص این است که شما بایستی کجای کار بفهمی مسیر به بن بست ختم میشود و کجا […]

درباره ی این بیست و چند سال

یکی دو روز پیش، آب از سر ۲۶ سالگی ما گذشت و مرز مسخره سال و ماه یک کَمَکی جا به جا شد و به قول یکی از دوستان دست دیگری بر این چوب خط رفت و ما به اصطلاح شدیم ۲۷ ساله! اول از همه رویداد جالبی رو تعریف کنم که خون تازه رو […]

هیچهایک به سوی تفلیس
با کمی چاشنی ایروان!

بالاخره شد اون چیزی که منتظرش بودم. چهار هفته تند تند کار کردن و راست و ریست کردن همه چیز برای سفر به گرجستان. فکر میکنم اینهمه انتظار ارزشش رو داشته باشه. تو این یک ماه احساس کردم شوق رسیدن به چیزی که توی ذهنم هست جوشش و شوق بسیاری توی رگهام ریخته. من یکبار […]

من هم از اینستاگرام خوشم نمیاید!

در وبلاگ پریسا حسینی و در پست چرا اینستاگرام را دوست ندارم، نقل قولی از سوزان سانتاگ خواندم که من را یاد درد و دلی شخصی انداخت. اکثر مردم عکاسی را همانند هر فرم توده‌ای هنر، به عنوان یک هنر به کار نمی‌گیرند. عکاسی برایشان یک رسم اجتماعی، روش مقابله با اضطراب و ابزار قدرت […]