گردهمایی سالانه خانواده گردشگری ایران

پی نوشت : این نوشته با کمی تاخیر به مناسبت روز جهانی راهنمایان گردشگری منتشر شده اما برای کسایی که مثل من به گردشگری و اتفاقات اون علاقمند هستند، کماکان گزارش کوتاه و شاید بدرد بخوریه.

شاید خنده دار باشه ولی برای انتخاب تیتر این مطلب مجبور شدم تا کلمه ای غیر از جامعه و انجمن رو انتخاب کنم و دلیل اون رو در ادامه میگم.

۲۱ فوریه هر سال به نوعی روز راهنمایان گردشگری ست و تو حوالی این روز معمولا جامعه تورگردانان (آژانس ها و …) و جامعه تورلیدرها دور هم جمع می‌شند تا در واقع یک جورایی پیوند هر ساله رو تازه کنند. من هم سعی کردم تو ساعات پایانی این گردهمایی به مراسم برسم و سعی کنم از مناسبات و دغدغه های این دو گروه اصلی در تنه گردشگری ایران یعنی تورگردانان و تورلیدرها گزارش ساده ای رو اینجا منتشر کنم.

نوشته هایی که در ادامه میاد تا جای ممکن نقل قول هست، اما اگر بخوام نظرم رو بدم حتما ذکر میکنم که این بخش از مطلب نظر شخصی من هست.

جامعه راهنمایان و انجمن راهنمایان ایران

من اولین باری که چنین چیزی رو شنیدم به نوعی گذاشتم رو حساب بدفهمیدن و بد شنیدن. اما گویا راستی راستی تنه ی اصلی گردشگری در ایران بین این دو جریان به طور عجیبی تقسیم شده. “جامعه راهنمایان گردشگری ایران” و “انجمن راهنمایان  گردشگری ایران” دو تشکل کاملا مستقل از هم هستند.من در واقع تا قبل از امروز اختلافات رو صرفا یک شوخی رقابتی و صنفی میدونستم. چیزی که امروز فهمیدم جدی تر از این حرف هاست و تا حدی پیش میره که گاهی اتفاقات خوبی اون وسط نمیفته و فضای رقابتی جای خودش رو به چیزهای دیگری میده.

جامعه راهنمایان به نوعی قدیمی تر، قدرتمندتر و شاید بشه گفت در بدنه دولت پرنفوذتر هست و در اون سمت ماجرا انجمن راهنمایان گردشگری ترکیبی از مدیران و تصمیم گیران جوان تر و مستقل تر هست. راست و چپی ش نکنیم اما آدم ناخودآگاه به یاد تقسیم بندی سیاسی حال حاظر مملکت میفته. ( با این تفاوت که جدا من هیچوقت دلم نمیاد هیچ موجودی رو با یک سیاست مدار مقایسه کنم. اون هم خصوصا راهنمایان گردشگری که بسیار زحمت کش هستند. جدا تو زندگی هیچ موجودی رو غمگین‌تر، خنده‌دارتر و در عین حال خطرناک تر و عملگراتر از سیاست مدارها ندیدم. خصوصا اینهایی که تو قلمرو کشور ما ارتزاق میکنن. رو دلم مونده یود این حرف😉)

خلاصه یار و یار کشی عجیب و نه چندان جالبی در بین این دو جناح هست که من هنوز برای نظر دادن در موردش خام هستم.  مطمئنم در عین حال که هر دو گروه برای ارتقای تورلیدرها و راهنمایان گردشگری ایران زحمت میکشند، اختلاف نظرها و ناهماهنگی های این دو حزب قطعا یک جاهایی به منافع کلی این خانواده بزرگ آسیب های جدی هم زده.

گردشگری انفرادی و معضل Solo Traveler ها

در یکی از بخش های برنامه نماینده ناجا در مراسم بحث هایی رو مطرح کردند که برای من از چند جهت جالب بود. اولین مطلب بحث تمایل شدید گردشگران در این سالها به گردشگری انفرادی هست و نگرانی هایی که به موازات اون برای نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به وجود میاره. خب این مطلب که چرا گردشگر در دنیا روز به روز به سفر بدون برنامه و انفرادی (و یا در قالب گروه های کوچک تر) تمایل بیشتری پیدا میکنه چند دلیل اصلی داره:

  • هزینه های بسیار کمتر. من به شما قول میدم اگه شما کمپ زدن و هیچهایک کردن رو بلد باشید، در کشوری مثل ایران با میشه با روزی ۷ دلار سفر کرد و آب از آب هم تکون نخوره. کما اینکه بک بکرها در ایران گاهی همین رقم رو هم خرج نمیکنند، جز در مواقعی که از دست تعارف و مهمان نوازی ما ایرانی ها در میرن و خودشون رو به یه هاستل یا رستوران میرسونن! (مورد داشتیم که طرف کوله گرد اروپایی رو از رو معرفت دو هفته دور ایران گردونده. فقط دستمزد اینکار چیزی حدود ۷ تا ۸ میلیون تومنه، اما وقتی اوندن پول رو بهش بدن ناراحت هم شده!)
  • گردشگری عمیق. جدا از طیف  مشخصی که با توان مالی معلوم و آداب رسوم سفر تشریفاتی عادت دارند، بخش زیادی از ما و خصوصا توریست های جوان تر چیزی بیشتر از اونچه در گاید بوک ها در خصوص مساجد و کاشی کاری و هنر ایرانی وجود داره رو میطلبند. تجربه زندگی در بین مردم یک کشور یکی از تجربه های مشتری ست که خصوصا در گردشگری مدرن بسیار بهش بها میدن. سفر انفرادی و بدون تور شانس این تعامل با جامعه محلی و عمیق تر سفر کردن رو به شدت افزایش میده.
  • انعطاف پذیری سفر. باز هم میشه گفت جز عده ای که اصلا تور رو انتخاب میکنند که برنامه سفر مشخصی داشته باشند باقی افراد چه با تور سفر کنند و چه بدون تور تمایل دارند اختیار سفر و برنامه ریزی اون رو خودشون به عهده داشته باشن. اصلا یکی از دلایل اصلی شکل گرفتن سفرهای شخصی و همچنین تمایل به سفر با گروه های کوچک تر و غیر سازمان یافته همین هست که انعطاف پذیری سفر تاحدی بیشتر بشه. پس میشه این رو هم به عنوان یکی از انگیزه های سفر بدون تور در نظر گرفت.

کلا مسائلی هست که در پی زیاد شدن توریست کوله گرد و بدون برنامه سفر در کشورها به وجور میاد و من از این لحاظ نگرانی نماینده ناجا در مراسم رو به حق میدونستم. طبیعتا بخشی از این مسائل پدیده های مشترکی هست که در کشورهای دیگه هم اتفاق میفته و خب بخشی از اون به جغرافیای سیاسی و همچنین شرایط و قوانین ما در ایران هم برمیگرده.

حقیقت اینه که پلیس و سرویس های امنیتی ایران و هر کشور دیگه ای علاقه چندانی به توریست کوله گرد ندارند. دلایلش رو در ادامه میگم و خب صحبت های امروز نماینده ناجا در مراسم جشن راهنمایان گردشگری ایران هم به همین ها اشاره داشت.

  • نداشتن برنامه سفر و عدم امکان رهگیری: در واقع وقتی بک پگر پاش رو میذاره توی فرودگاه امام، تا وقتی که یک ماه دیگه به همون فرودگاه برمیگرده هیچ نام و نشونی ازش نیست و این چیزی نیست که سرویس های اطلاعاتی در جایی مثل خاورمیانه از بابتش خوشحال باشن. برعکسِ مسافرهایی که با تور میان و طبق برنامه سفر، لحظه به لحظه سفر اونها قابل رصد هست.
  • ناآشنا بودن کوله گردها به مخاطرات یک منظقه: برای خود من پیش اومده که مثلا بعد از اینکه یک شب جایی چادر زدم، فردا محلی ها بهم هشدار دادن که ما خودمونم نمیریم اونجا چادر بزنیم و تو با چه عقلی اینکار رو کردی. حقیقت اینه که مسافر هیچهایکر و کوله گردی که خصوصا توریست خارجی هم باشه، خیلی از مخاطرات رو درجریان نیست. این خوبه یا بد من قضاوتی ندارم، اما چیزیه که به عنوان یه Fact وجود داره و پلیس نمیتونه دردسرهاش رو نادیده بگیره.
  • آسب پذیر بودن کوله گردها در سفر به نسبت مسافرین تور : خب وقتی یک نفر یه تور میخره و پاش رو میذاره تو ایران، تقریبا همه مسئولیت هاش به عهده آژانسی هست که تور رو بهش فروخته. طبیعتا هر نوع مساله جانی و مالی و حقوقی هم پیش بیاد یک طرف حقوقی به نام آژانس قضیه رو جمع و جورش میکنه. اما کوله گردها، اغلب وقتی مشکلی براشون پیش بیاد باید خودشون به کمک پلیس محلی که اغلب در این مورد بی تجربه ست، موضوع رو حلش کنن. همه اینها به علاوه جو امنیتی ایران، تا حدی پلیس رو شاکی و کلافه کرده. (گرچه که سیستم های دولتی تو ایران نشون دادند بیشتر مواقع علاقه ای به قبول مسئولیت ندارند و بدشون نمیاد یه جورایی صورت مساله رو پاک کنن. اما صورت مساله در این مورد خاص، توریست هست و دولت علاقه ای به حذف این صورت مساله نداره!)
  • کم هزینه بودن سفرهای گردشگر انفرادی : همه کشورها دوست دارند از توریسم پول بیشتری دربیارن و خب برای ما که هنوز برای مواجه با میلیون ها گردشگر خارجی تجربه زیادی نداریم، اینکه عده از اونها در قالب بک پکر فقط با چند صد دلار وارد ایران بشن و پولی هم به اقامت و ترنسفر ندن، زیاد خوشایند و جالب نیست!

 من جدا و از صمیم قلب نگرانی نظامی ها و امنیتی برای ورود گردشگر به ایران رو درک میکنم، اما حقیقت اینه که دولت سالهاست تصمیم گرفته که گردشگر ورودی به ایران رو به چند ده میلیون نفر در سال برسونه. قطعا خیلی ها نگران خیلی چیزها هستند و میشه گفت بسیاری از این نگرانی ها بجا هم هست.

۲۰ میلیون گردشگر بدون شک بیشتر از اینکه از ما و فرهنگ ما تاثیر بگیره بر اون تاثیر میذاره.

این نگرانی در خصوص تامین امنیت اونها هم هست

و همچنین تامین زیرساخت برای اونها

و همچنین ایجاد جریان درآمدی پایدار از اونها

اما حقیقت اینه که لقمه چرب و چیلی گردشگری چیزی نیست که دولت ها ازش بگذرند و حالا که این چشم انداز برای ایران دیده شده، بهتره که گروه ها و حزب های صنفی و کسایی که حرفی در این صنعت برای گفتن دارند پای حرف هم بنشینن و در تصمیم گیری های کلان و سیاست گذاری های اصلی به چیزی بیشتر از منافع انجمنی و جامعه ای فکر کنن.

من فکر میکنم ما هر بار از پا در اومدیم، زمانی بوده که فکر رو باختیم و منافع شخصی و گروهی پست تری رو ترجیح دادیم. امیدوارم تو بحث گردشگری، پیش از اون که ببازیم و یا زحمت کشای این صنف رو ناامید کنیم، به این فکر کنیم که چطور میتونیم عقل مون رو برای توسعه پایدار گردشگری به کار بندازیم.

 

جشن روز جهانی راهنمایان گردشگری سال ۹۶

۲ February, 2017

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *