مناظره ی تَپسی و تاکسی ران ها
طرح چند سوال ذهنی

جمعه صبحی که گذشت، برنامه مناظره میزبان تیم تپسی و اعضایی از صنف تاکسی رانی بود. طبق معمولِ مناظراتِ جاریِ مملکتِ گل و بلبل، شما به طور همزمان به تعدادِ نفراتی که در حال بحث هستند صدای انسان میشنوید!

در واقع من این سبک از مناظره تهاجمی و بداخلاق رو از انتحابات سال ۸۸ به یاد دارم. اونجا که رئیس دولت وقت از هرفرصتی برای نیشخند و پریدن در میانه بحث طرف مقابل و البته تکرار سوال “بگم؟ بگم؟” استفاده میکرد. (البته اونها که سن و سالشون بیشتر از ماست، یقینا نمونه های این خصلت ملی رو قبل ترها هم دیدند و ما معتقد نیستیم رئیس دولت وقت در این خصوص نوآور بوده)

به هرحال، آقای رئیس آخرش هم نگفت. بعدترها هم نگفت، تا اونجا که بعضی ها حدس زدند دکتر لیستِ گفتنی ها رو همراه با لیست خریدِ منزل، در سوپریِ معروفِ سرکوچه جاگذاشته. این شد که بعدها ریختند و سوپری مذکور رو هم بستند. گویا طرف زیاد از حد میدونسته. لذا هیچوقت، کلّا، زیادی ندونین.

خلاصه، حکایت زیستن ما در این مُلک هم حکایت این نوشته س. سر مطلب از قفقاز شروع میشه و تهش به بلخ میرسه.

القصه هدف از نگارش، طرح سوالاتی بود که من در حین گوش دادن به مناظره برام پیش اومد. پیشاپیش بگم، درحالی که مناظرین، چهار پنج نفری و همزمان، با صدای رسا و فریادکش در تقلا برای اثبات گفته های خود بودند،  حصول درک درست از گفته هاشون کار ممکنی نبود و اگه کج فهمی حاصل شده، بنده خودم رو سرزنش نمیکنم.

  • بحث اصلاح و جامعیت بخشیدن به قانون، همزمان با پیشرفت تکنولوژی در دنیا بوده و الانم وجود داره. مثلا بحث در ماشین های خودران در آمریکا و یا بحث تعریف مجدد حریم شخصی با گسترش فضای آنلاین. سوال اینه که آیا در ایران هم قراره به موازات ورود تکنولوژی این قوانین تغییر کنند یا قراره لزوما در چهارچوب و حدود این قوانین تکنولوژی به کشور وارد بشه؟
  • گروه تپسی معتقد بود اختلالی زیان دهی در سیستم حمل و نقل درون شهری ایجاد نکرده، بلکه حتی با حذف واسطه ها مثل دفاتر آژانس، هزینه حمل و نقل رو کاهش داده. سوالی که برای من پیش اومد اینه که آیا این ایده که هرکسی که وسیله نقلیه ی مورد تایید تپسی رو داشته باشه میتونه شروع به مسافرکشی در سطح شهر کنه، الگو و روش پایداری برای حمل و نقل شهری محسوب میشه!؟(جواب شخصی و غیر تخصصی من ” نه” هست)
  • صنف تاکسی رانی(یا حداقل میشه گفت نماینده ای که فرستاده بودند) نشون داد که گویا برای خاک کردن یک فرد، یک سیستم و یا یک کسب و کار در ایران، اگر هیچ دلیل قانع کننده ای ندارید و یا اگر دلایلی دارید اما توانایی و سواد اثباتش رو ندارید، کافیه که قضیه رو امنیتی کنید. سوال اینه: چطور در حضور میلیون ها نفر شما میتونید تنها با جلویِ دوربین نشون دادنِ برگه A4ی که دستتونه (و کسی نمیدونه بچه تون توش نقاشی کشیده یا یک آمار رسمی توشه) به یک کسب و کار، تهمتِ “وجود پول های مشکوک از لابی ها غربی” رو بزنید و همچنان هر دو از فردا راست راست به کار خودتون ادامه بدید!؟
  • نماینده تپسی به طعنه از نماینده تاکسی رانی پرسید: “آیا وقتی ماشینها وارد شهرها شدند، تاکسیرانی از اتحادیه دُرشکه چی ها مجوز فعالیت گرفت؟ ” در واقع این حرفی بود که ایشون زد و بعدش صدای کف زدن حضارِ در صحنه به گوش رسید. (نمایشی بود آقا، باید میدیدید) سوال آخرم اینه : آیا این شکل از صحبت و اثبات مدعا، صرفا تغزّل و زبان بازی نیست؟ و آیا نبودن فضای حرفه ای مذاکره بین طرفین و این شکل از افترا و تمسخر نشان دهنده پایین تصور کردن شعور مخاطب از نظر مناظرین نیست؟

پی نوشت:

تصویر مطلب اشاره به جدال پُر فراز و نشیب کمپانیِ تاکسی آنلاین Uber با تاکسی ران های سراسر دنیا داره که اگه در موردش سرچ کنید به مطالب خیلی جالبی میرسید.

  1. من بیشتر از اینکه قضایای حرفه ای اش برام مهم یا جالب باشه، جذب عکس العمل مردم به این ماجرا شدم. مثلا این کامنت ها را در سایت ایسنا دیدم:
    «ﺑﺎﺳﻼﻡ ﻟﻂﻔﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻪ ﺣﻖ اﻳﻦ ﻗﺸﺮ ﺯﺣﻤﺘﻜﺶ ﻛﻪ ﺑﻴﺶ اﺯ ﻧﻴﻢ ﻗﺮﻥ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻤﻞ ﻭﻧﻘﻞ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ ﻭﭘﻮﺷﺶ ﺩﻫﻴﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﻘﺸﺎﻥ ﺑﺮﺳﻨﺪ.»
    در پاسخ نوشته اند:
    «سلام به حقشان برسند یعنی چه؟ یعنی کرایه های وحشتناک برای مردم وگردن کشی برای همه، بدون نظم ونظارت،بدون احساس مسئولیت، بدون … فقط پول بیشتر… ایا حق یعنی این؟»
    «واقعا برادر ؟»
    «خدمت؟»
    یکی دیگر اینچنین نوشته بود:
    «محمد هستم سی سال ازبهترین دوران زندگی درتاکسیرانی فعالیت کردم چطور این دو شرکت غیرقانونی فعالیت می‌کنند قیمت تاکسی ما چند برابر آن‌ها پول دادیم مجوز گرفتیم ولی اسنب بدون مجوز فعالیت میکنند نمی دانم قسط ماشین ماهی ششصد هزار تومن بیمه تاکسی دو برابر شخصی حال ما باید تو خیابان خالی بریم شرکتی که مجوز نداره از همه مهتر امنیت نداره راحت کار کنه و هیچ مسوولییتی درقبال مسافر نداره».
    و در پاسخ:
    «خالی میریم چون فقط دربستی سوار میکنین اونم با مبالغ نجومی قرار نیست مردم هزینه های شمارو بدن به کار خودتون راضی باشین و نون بقیه رو آجر نکنین مردم خودشون انتخاب میکنن از کدوم سیستم حمل و نقل استفاده کنن».
    «عزیزم هم امنیت داره هم از نظر قیمت باصرفه‌ست تمام رانندگان اسنپ باید سوء پیشینه ارائه بدن شما تو روز بارانی فقط دربست کار می‌کنید اونم با کرایه بیشتر به حق خودتون هم قانع نیستید».
    «همشهری اونزمان که توباراندگی وسرما با زن وبچه مونده بودم کجابودی-دنبال مسافردربستی بودی وقیمت هرچی که میخواستی اعلام می کردی.حالا شما هم یه چندبارتوبارون خالی گزکن چه اشکالی داره!».
    و اشک آورترینش:
    «حالا که امنیت شغلی نیست ما هم تاکسیمان را بفروشیم بریم طبابت کنیم».
    که پاسخ داده اند:
    «بفرمایین… مردم نباید هزینه شمارو بدن انصاف و نون حلال خوب چیزیه».
    «طبابت؟!!!! شما رانندگی هم نمیتونی کنی وگرنه اسنپ جاتون رو نمیگرفت».
    سید محمد هم نوشت: «باسلام خدمت اون آقایانی که ازاین دوشرکت حمایت میکنند بگویم که آقای عزیز خداروخوش میادحق مارانندگان تاکسی ضایع بشه اگه کسی بیادتوشغل شما روی صندلی شما تکیه بزنه بگه حالاهرچی درآوردی شریک خوشت میادمردمومن اینا دارن روزی مارو دزدی میکنن پدرمارانندگان تاکسی دراومده تا تاکسی گرفتیم ازهزارتا خان گزشتیم درضمن کلی مالیات وشارژوغیره داریم میدیم اینا بیان شخصیهاشون تبدیل به تاکسی کنن اکثراینا دویاسه شغلن ولی ماتاکسیرانها فقط ازهمین راه امرا معاش میکنیم خودتون قضاوت کنید».
    که مینو به او گفت: «دنیا دنیای اسمارت فون هاست برادر من اگر نتونی خودتو با این شرایط وفق بدی باید بشینی خونه،دم اسنپ و تاپسب گرم که ما رو به کشورهای توسعه یافته نزدیک کرد،شما آژانسی ها هم قیمتای نجومیتون کم کنید شاید مردم به سمت شما برگشتن».
    شما رو نمی دونم، من بعد از خوندن این متون، ضربان قلبم تند شد و مردمک چشمم، دو برابر بزرگتر. ما از کی این مدلی شدیم؟ ما مردمی هستیم که حاضریم زن و بچه یه نفر، زیر بارون باشه اما ما دو تومن پول بیشتری دربیاریم؟ حاضریم انقدر راحت به هموطن مون بگیم خوب بیکار شو به درک؟ پول نداری به درک؟ زن و بچه ات غذا ندارن بخورن به درک؟ به نظرم بی انصافی تاکسیران ها با مردم طی سال های اخیر هم در این حجم از نفرت، تاثیر زیادی داشته.
    فکر کنم از این به بعد، توی خیابان باید بیشتر مراقب خودم باشم. خیلی خیلی وحشتناک و گریه آوره؛ خیلی خیلی.

    • پوریا صفرپور

      علی جان
      منم بیشتر از هرچیزی مات و مبهوت این اظهار نظرها هستم.
      میدونی، به نظر اسنپ و تپسی اگه از حمایت این جنس حرف ها خوشحال بشند باید به حالشون گریست.
      والا نمود رفتار جمعی ما در توییتر هست علی جان.
      ما دست میندازیم زیر تابوت هر ترندی که داره میره بالا. حالا امروز بخت با اسنپ یاره، شک نکن که روزی نخواهد بود و اون روز این سیرک کامنت ها جالب تر و به قول تو غم انگیزتر میشه..
      علی جان تیم ملی والیبال ما اگر برد قهرمان ملی ست، اگر باخت یک مشت سوسول پول مفت بگیره.
      اسطوره های ما تا روزی که شایعه ای پشتشون نیاد اسطوره اند، وگرنه به چند هشتگ کله پا هستند.
      به نظرم گلّه توییتری ها و رفتار رمه ای در این شبکه اجتماعی یکی از بهترین نمودهای چیزی ست که ما” هستیم”.

نظر شما چیست؟