سیستان(نیمروز)

سفر به سیستان

پیش توضیح ۱: محمد اعظم سیستانی در کتابی که در خصوص فرهنگ و رسوم مردم سیستان نوشته، بخشی رو به ضرب المثل های مردمان اون خطه اختصاص داده (مردم شناسی سیستان – محمداعظم سیستانی صفحه ۲۰۳). اگه کمی دقت کنید متوجه میشید موضوع اکثر این مثل ها آبیاری باغات، کشت محصولات، رفتار دهقانان باهم و خلاصه موضوعاتی از این قبیله. همچنین تو این کتاب بسیار اشاره شده به نحوه تقسیمات آب، فصل کاشت و برداشت غلات و تنوع دامداری این سرزمین.

پیش توضیح ۲: سالار عزیز یکی از هاستهای حرفه ایه کوچ سرفینگه، که تو زابل زحمت میزبانی مسافرهای داخلی و خارجی رو میکشه. وقتی با سالار شهر زابل و اطرافش رو گشت میزدیم باورم نمیشد اون تصویری که من از خوندن کتاب آقای سیستانی توذهنم نقش بسته بود و بخشیش رو تو پ.ن ۱ آوردم، با واقعیتی که حال و روز سیستانه، انقدر متفاوت باشه.

پیش توضیح ۳: تو زابل روی سردر مغازه ها و تابلوهای زیادی نوشته بود “نیمروز”. بعدا فهمیدم نیمروز نام باستانیه سیستانه.

سفرنامه سیستان و بلوچستان:

سفر رو از زاهدان شروع کردم، حوالی ظهر از پلیس راه خروجی شهر که دوراهی به سمت زابل بود یه آقایی لطف کردند و من رو تا زابل رسوندند. میون راه چند تا ایست بازرسی مفصل بود که باتوجه به اینکه یک هفته ای میشد تو استان میچرخیدم تعدد و حساسیت این ایست های بازرسی دیگه برام عادی شده بود. حوالی غروب به آموزشگاه زبانی که از قبل آقا مهدی دوست آقا سالار آدرسش رو داده بود رسیدم. جو آموزشگاه بقدری صمیمی و آقا مهدی و دوستانش به اندازه ای دوست داشتنی بودند که چند دقیقه ای نگذشته بود که ما جول و پلاسمون رو همون جا پهن کردیم و گرم صحبت با همه شدیم!

صبح روز بعد قرار شد بریم و زابل رو تا اونجا که میشه گشت بزنیم. قبل از هرچیز بگم برنامه ذهنی من قبل از اومدن به زابل این بود که ترجیحا صبح بیام دیدنیهای زابل رو ببینم و غروب برگردم. اما الان به جرات میگم اگر زمانی فرصتی پیش بیاد حداقل یک هفته ای رو دوباره به زابل میرم تاشاید بتونم بخشی از تاریخ و طبیعت فوق العاده ش رو بشناسم!

میشه گفت شهر سوخته،مطرح ترین و اصلی ترین مشخصه تاریخی سیستان و شهر زابل هست. شهری که بقایاش مربوط به شش هزار سال پیشه و وسعت باور نکردنی ۲۸۰ هکتاری ش زمان کاملا مجزا و مفصلی رو میطلبه که با حوصله و مطالعه بیشتری شناختش. متاسفانه برنامه ریزی غلظ من تو زمانبندی باعث شد بیشتر از یکی دوساعت نتونم اونجا بمونم و حتما تو سفر آینده حسابی ته و توش رو درمیارم.😉

زابل که روزگاری به انبار غله ایران شهرت داشته، سالهاست به بی آبی شدید دچار شده. تقریبا تعداد زیادی از زابلی ها از شهر مهاجرت کردند. واسم جالب بود که خیلی از اونها استان گلستان رو به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب کردند و به قول دوستام “ترکن صحرا رو قُرُق کردن”!

اگر از رو نقشه گوگل ببینید وسعت دریاچه هامون یا به قول محلی ها دریای هامون باور نکردنی بوده. دریاچه ای که به گفته بچه ها به خاطر سدسازی های افغانستان و البته کمتر شدن بارون و برف هیچ چیزی ازش باقی نمونده. کوه خواجه (یا کوه اوشیدا یا کوه رستم) درست وسط این دریاچه ست. بازمونده های قلعه ای که در پای کوه هست و زمانی پایتخت حکومت این منطقه بوده و تصور این حجم عظیم و پربرکت از آب که با خودش صید و کشاورزی و رونق بی مثالی رو همراه داشته آدم رو به هیجان میاره!

قلعه کوه خواجه

قلعه کوه خواجه

کوه خواجه از جهتی زیبا و از جهتی غم انگیزه. وقت کوه رو بالا میرید دشت بی انتهایی رو میبینید که جز کپه کپه سیاه چادر عشایر، هیچ چیزی در اون نیست. زمینی که روزگاری دریای بیکرانی بوده و حالا بیابونی لم یزرعه. این کوه علاوه بر قلعه زیباش چندین بنای خشتی در دشت بالای کوه، آتشکده و معبد بودایی داره. در واقع اونطور که نوشتند مسلمون ها، مسیحی ها و زرتشتی ها تقدس خاصی برای این منطقه قائل اند.

هامون . . .

هامون . . .

اگر زمانی به زابل رفتید حیفه که روستای قلعه نو رو نبینید. این روستا به همت اهالی هنوز سبک و سیاق قدیمی ش رو حفظ کرده. روستا فاصله چندانی با شهر نداره و اگه مث من خوش اقبال نبودید که میزبانتون ببردتون اونجا میتونید با مینی بوس یا سواری ها خودتون رو به اونجا برسونید.😉

روستای زیبای قلعه نو

روستای زیبای قلعه نو

زابلی ها از اونجا که روزگاری دریایی داشتند الان هم دست بکار شدند و با روشی که واسه من یکی تازگی داشت آب سیلاب ها و  البته رودهایی که اون اطراف هست رو در گودال های بسیار بزرگی که به چاه نیمه مشهوره ذخیره کردند. این چاه نیمه ها چهارتاس و بزرگترینش که چاه نیمه چهار باشه واسه خودش دریایی بود که موج و ساحل و قایق داشت!

چاه نیمه شماره چهار محل دنج و توپی برای کمپ زدنه!

چاه نیمه شماره چهار محل دنج و توپی برای کمپ زدنه!

واسه کسایی که به باستان شناسی و مرمت علاقه دارند باید بگم اطراف زابل و زهک پر از پرستشگاه ها  و آتشکده ها و معابدیه که سالها پیش کشف شده و میشه گفت با یه مرمت جزئی به حال خودش رها شده.

پرستشگاه دهانه غلامان و مابقی بناهای اون اطراف بزرگترین مجموعه خشتی دوران هخامنشی رو تشکیل میدن

پرستشگاه دهانه غلامان و مابقی بناهای اون اطراف بزرگترین مجموعه خشتی دوران هخامنشی رو تشکیل میدن

یکی از اتفاق های جالب سفر به سیستان و زابل دیدن استاد آتشگر بود. جالبیش اینجا بود که من وقتی تهران بودم و داشتم برای سفر آماده میشدم همینطور بی هوا تو گوگل سرچ زدم و یه آلبوم موسیقی سیستانی از بیپ تیونز خریدم. (این لینک پیش نمایش و خرید آلبومه). وقتی بین بچه های زابل نشسته بودیم من یهو هوس کردم یکی از قطعه های آلبوم رو بذارم و باهم گوش بدیم. تا قطعه شروع شد همه به هم نگاه کردن و گفتن این که حاج حبیب الله خودمونه!😀

استاد حبیب الله آتشگر - نوازنده قیچک

استاد حبیب الله آتشگر – نوازنده قیچک

القصه فورا یه تماسی با استاد آتشگر گرفتند و شب راهی شدیم به منزل ایشون. به قدری بی تکلف و خاکی بودند که من بی اختیار حرصم گرفت از اساتیدی که تو همین شهر تهران هستند و برای دیدن اونها و یه گپ و گفت ساده باهاشون باید چه مشقتی رو به جون خرید و چقدر ناز کشید. استاد که بعدا فهمیدم اسطوره موسیقی سیستانی هستند با همه خستگی و مشغله بابت مجلس عروسی دخترشون مارو دعوت کردند و چند قطعه ای رو واسه ما اجرا کردند که خاطره ش و صداش به این سادگی ها از ذهنم بیرون نمیره.

سیستان برخلاف اون چیزی که تصور میکردم، منطقه ای بسیار عجیب و غنی از ترکیب طبیعت و تاریخ و مردم شناسیه که جدا فرصت مفصلی لازمه تا بشه بیشتر شناختش و ازش لذت برد. متاسفانه بی آبی باعث شده جمعیت و بزاعت مردم سیستان روز به روز کمتر بشه. با توجه به گذرگاه پرتدد مرزی که با افغانستان داره، برای مردم اونجا جای سواله که منفعت مالی این مرز اگر به مردم همین جا نمیرسه، پس داره چراغ کدوم مسجد رو روشن میکنه…؟

پ.ن:

به نظزم خوندن کتاب دکتر سیستانی برای کسایی که به اون ناحیه سفر میکنن، میتونه بهشون اطلاعات خیلی خوبی از مردم سیستان و آداب و رسوم اون ناحیه بده.

نسخه PDF کتاب مردم شناسی سیستان – محمداعظم سیستانی

سفرنامه های دیگه رو میتونید از اینجا مطالعه کنید.

  1. سلام پوریای عزیز
    به عنوان یه دوست متممیِ زابلیت واقعا خوشحالم که سفر به زابل برات با حس خوبی همراه بوده.
    تازه اینجا رو پیدا کردم و با اضافه کردن فیدت، پیگیر نوشته های خوبت هستم.
    ارادتمند
    امین

    • پوریا صفرپور

      سلام امین عزیز
      خیلی خوشحالم از اینکه یه دوست زابلی و متممی دیگه به دوستانم اضافه شده.
      زابل یکی از جذاب ترین جاهایی بود که تا به حال رفتم. این رو جدی میگم.
      یکجا نشینیِ آثار باستانی، طبیعت، فرهنگ غنی و موسیقی محلی چیزی نیست که در هر سفری راحت به چنگ بیاد.
      امیدوارم بتونم باز هم به زابل سفر کنم.
      ممنونم امین

  2. حامد

    سلام دوست عزیز پوریا
    از این که جاذبه های سیستان و بلوچیستان رو به این قشنگی توصیف کردی ممنون
    حامد شهریاری از زابل.

    • پوریا صفرپور

      سلام حامد عزیزم
      واقعا ته تلاشم رو کردم ولی میدونم بازم نتونستم اونقدر که اونجا لذت بردم و چیز از شماها یاد گرفتم رو درست منتقل کنم.
      به امید سفرهای دیگه😉

  3. سالار

    سلام بسیار عالی بود، ممنون از توصیفات شما، امیدوارم در سفر بعدی بیشتر در خدمت شما باشیم

    • پوریا صفرپور

      ممنونم سالار عزیزم.واقعا مهمان نوازی گرمتون از خاطرم نمیره.
      امیدوارم باز ببینمتون تو سیستان

  4. بسیار زیبا! سیستان بهشت باستان شناسان هست.تلفیقی از تاریخ ۶هزارساله و تمدن کهن و طبیعت و مردم شناسی رو میبینید. از شما دوست بسیار با شخصیت و عزیزم پ_ن سپاسگزارم. مهدی شهریاری سیستانی

    • پوریا صفرپور

      درخصوص سیستان قطعا همینطوره که میگید آقا مهدی گل.
      در مورد بنده هم لطف دارید.

نظر شما چیست؟