سفر-به-لرستان

سفر به لرستان
چند عکس و چند خط نوشته

نمیدونم چرا تا به حال تصمیم نگرفته بودم به لرستان سفر کنم. هربار فکر میکردم روزی که بخوام به لرستان برم، نقشه رو میذارم جلوم و جاهای باحالش رو پیدا میکنم و نهایتا سه چهار روزه تمومش میکنم. البته این خطای رایجیه که آدم در مورد خیلی از استان ها و شهرها داره. فکر میکنم اولین چیزی که باید یاعث بشه این فکر رو نکنیم اینه که یاد شهر خودمون بیفتیم. با اینکه سالهاست توش زندگی میکنیم هنوز هم جاهای نادیده زیادی هست که نرفتیم و ندیدیم.

قصد سفرنامه نویسی ندارم. فقط چند عکس و چند کپشن از چیزی که دیدم و شنیدم. اولین سفر به لرستان برای من خیلی جذاب و پر از خوش شانسی بود. از هیچهایکهای باحال و توپی که به تورم خورد تا نیسان های آبی که به سرعت نور میرفتند و آبشارها و رودخونه هایی که تمومی نداشتن!

سفرم از چهارشنبه صبح شروع شد و تا جمعه عصر به آخر رسید. آبشار آب سفید اولین جایی بود که رسیدم. بعد از اون جاده های زیبای بربرود غربی با مزارع یک دست سبز هویج! بعد از اون حرکت به سمت کمندان و تونل برفی (که البته ترسیدم برم، چون تنها بودم) و درآخر آبشار زیبای بیشه!

تو این سفر چیزهای جالبی یادگرفتم:

  • اول اینکه بیشتر از هر سفر دیگه ای بهم گفتند دیوانه ای که تنها میری سفر و لابد یه چیزی ت هست و بهتره خودت رو به دکتری چیزی نشون بدی!
  • دوم اینکه فهمیدم لرستان رو باید زندگی کرد! یه استان پر از زیبایی. کلی آبشار، کلی روستای توپ و منظره های معرکه. درباچه گَهَر و شهرهای فوق العاده ای مثل بروجرد با کلی خونه تاریخی و ارزشمند. یه لیست ۱۰ تا ۱۵ تایی از جاهای توپش رو جمع کردم و اگه بشه میخوام این هفته هم برای بار دوم بهش حمله کنم!
  • سوم اینکه باز فهمیدم هیچ شهری رو نباید دست کم گرفت. تو خمین قدم میزدم، از دو سه نفر پرسیدم گفتن شهر ما هیچی نداره. (البته درست نبود چون مامور اطلاعات سپاه زیاد داشت! دوبار بنده رو بازخواست کردن. دلایل هم جالب بود: ریش داشتی، کوله بزرگ همراهت بود!) در حالی که ناامیدانه قدم میزدم که تا از شهر خارج شم، آقای مرغ فروشی من رو به مغازه فراخوند! پای صحبت که نشست دیدم از اون پای سفرهای باحاله! از خمین تا چابهار و بندر و رامسر و بیشتر جاهای باحال رو با موتورش رفته بود. تور لیدر قدیمی بود و خلاصه کلی بامعرفت! اینو گفتم که بگم در مورد خمین ایشون گفت کوه های بسیار زیبا و خاصی داره، خونه قدیمی های جالبی داره و یکی از جاهای معروف در خصوص سنگ نگاره های تاریخیه . عکسش رو هم میذارم که هم من و هم شما ترغیب شیم و بریم به اونجا. رفیقمون قول داد یه آخر هفته باهم خمین رو گشت میزنیم. در واقع به یه تور مجانی دعوتمون کرد! (چی بهتر از این؟با یه تور لیدر محلی، شهرش رو بگردی!)
سفر-به-لرستان

سنگ نگاره های تموره خمین

  • چهارم اینکه باخودم عهد بسته بودم به دلیل محدودیت های مالی همونقدر که در تهران به طور عادی خرج روزانه دارم رو در سفر هزینه کنم. چون هیچهایک کردم هزینه ای بابت کرایه ندادم. (جز ۱۰ تومن که به دلایلی با رضایت و خواست شخصی دادم). چون چادر داشتم پول بابت اقامت در هتل و مسافرخونه ندادم. الیته به باحالی جایی که من واسه چادر در کنار آبشار بیشه پیدا کردم، هتل غلط بکنه اتاقی داشته باشه!(در تصاویر ذکر میشه حالا) و  اینکه حدودا همون روزی ۲۰ تومن هزینه های غذا و احتیاجات معمولی در تهران رو در لرستان خرج کردم. خواستم بگم اگه مدیریت کنیم، سفر پول زیادی نمیخواد. ما تو سفر نخجوان و ترکیه هم تقریبا دوبرابر چیزیکه در تهران هزینه میکردیم رو خرج کردیم و سفر توپی هم بود.

در آخر بگم که من عاشق ترانه ها و مویه های بختیاری بودم و واسه همین کلی آلبوم بختیاری و خرم آبادی از قبل تو لپ تاپ داشتم. یکی از باحال ترین کارهای سفر این که موسیقی اون منطقه و یا قوم رو در جوار همونها گوش بدیم. من آلبوم عجیب رو هم همراهم داشتم که تلفیق مویه های بختیاری و موسیقی الکترونیک بود! یه کار از دی جی آوا بود که هرچقدر گشتم لینکش رو پیدا نکردم متاسفانه.

سفر-به-لرستان

آبشار زیبای آب سفید یا به قول محلی ها اُ اسپید

سفر-به-لرستان

صخره های رسوبی و بسیار زیبای قسمت جنوب شرقی اشترانکوه.  منتظرم تا دوستای زمین شناسم توضیح بیشتری روش بدن!😉

سفر-به-لرستان

مراتع زیبای بُربُرود غربی – جاده الیگودرز به بیشه

سفر-به-لرستان

داستان این رفیق میان راه مفصله. این لر بختیاری دوست داشتنی صاحب زمین مجاور چشمه ماهیچال هست. نشستیم و من رو به یک چای دعوت کردند. تو دل اون کویر و اون جاده پرت آب معدنی و سیگار رو به همون قیمتی میفروخت که ما از سر کوچه مون میخریم. (درحالی که من کنار آبشار آب سفید معنی واقعی سرگردنه رو فهمیده بودم😀) وقتی ازشون پرسیدم چرا یکم گرونتر نمیفروشین و اینجا راه داره که بیشتر هم بفروشید، نشست و حسابی برام داستان زندگی ش رو گفت. داستانی که توش معتقد بود هرجا نون حلال خورده خیر دیده. من کاری به راستی و درستی تفکر و ایدئولوژی ش ندارم، ولی مردی که من دیدم بر خلاف خیلی از هم سن و سال هاش میخندید و چشم ها و دل مهربونی داشت.

سفر-به-لرستان

اگه دقت کنید تو پایین عکس سیاه چادر عشایر رو میبینید. دلم میخواست از پنجره شاسی بلندی که منو سوار کرد خودمو پرت میکردم بیرون و میرفتم اونجا(البته چون دو روز بود از این نیسان به اون نیسان میرفتم پشیمون شدم و سرجام نشستم😍) دوست شیرازی م قول داده که سال دیگه بهار با هم یک هفته رو بین عشایر زندگی کنیم و من از این قول شادم . شاد!

سفر-به-لرستان

آبشار بیشه

سفر-به-لرستان

چادر آبی کوچیک اون گوشه سمت چپ، سکونت گاه شبانه بنده بود.

سفر-به-لرستان

اینم آخرین تصویر از یاغی مسافری که سفر میکنه و سعی میکنه آفتاب سوخته نشه😉!

  1. بهاره

    پوریا بیا اینستاگرام سفرنامه تو بذار اینجوری آدمای بیشتری میخونن. خوش به حالت کلی. البتهه من دل و جرئت تنهایی سفر کردن و ندارم.

    • پوریا صفرپور

      سلام بهاره عزیز و رفیق قدیمی
      راستش اینستا جای شاخ ها و بچه های cool هستش نه ما😉
      راستش بهاره به نظرم یه دلیلی باید داشته باشی که تو اینستا بچرخی. شاید اگه روز مسافر حرفه ای شدم و داشتم از کارم پول در میاورذم نیم نگاهی هم به اینستا کردم. ولی اگه بخوام بنویسم که ملت فک کنن وای چقدر هیجان انگیز سفر میره و این داستانا اصلا برام بی معنی و مسخره س. بازم میگم، اگه روزی اینستا بتونه شغلم رو گسترش بده بهش فکر میکنم وگرنه سفرنامه نویسی الان برام جز تمرین نوشتن نیست.
      دلتنگتم. به امید دیدار

  2. حامد شفیعی

    روستای ما هم چندین فاصله ای نداره فقط ۳۰۰ کیلومتر فاصله داره😆😆😅😅
    اما ما هم این بهشت رو اتفافی پیدا کردیم

    ضمنا دم شما گرم

  3. حامد شفیعی

    جناب صفرپور
    واقعا سفر کردن در این گرمای وحشتناک مرد میخواد مرد🙂 نکته بعد این که ترغیبم کردید لرستان رو امتحان کنم با این که شهرکرد و بروجن رو تجربه کردم و لذت بردم با دیدن زندکی عشایری اما سفر فقط در پاییزو بهار 😅😅
    نکته بعد این که شما که تا خمین رفته بودید کاش یک ۶۰ کیلومتر هم به طرف روستای وانشان از توابع گلپایگان میرفتید تا هوای خنک اواخر ابان رو تجربه میکردید و هم ازفضای این روستای زیبا لذت میبردید
    شاد و سربلند باشید❤❤💙💙💛💛💚💚

    • پوریا صفرپور

      سلام حامد
      تبلیغ روستاتون رو میکنی تو این آشفتگی؟😉
      چشم. اینبار ۶۰ کیلومتر میزنیم به خاکی به خاطر شما.

  4. azarbad

    سلام خیلی با نمکی پوریا جان!!! البته من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم . به این خطه از ایران تنها یک بار با دید زمین شناختی سفر کردم. منتها زاگرس از دیدگاه زمین شناسی به سه بخش تقسیم می شود . زاگرس مرتفع ، زاگرس چین خورده و دشت آبادان. اشترانکو ه یک کوه جوان به حساب میاد و با عمری در حدود ۳۰ میلیون سال ( تعجب نکن از دید زمین شناس این سن جوانه) و در زاگرس مرتفع واقع شده و اساسا جنس اون رسوبی و این چیزی که توی عکس می بینم باید آهک باشه و یاآهک دولومیتی . لایه لایه بودنش هم نشان دهنده رسوبگذاری در دوره های مختلف است که یک مشخصه سنگ های رسوبی به حساب می آید واگر بخوام از سازند ها بهت بگم گیج می شوی. فقط اینکه اینکه در گذشته این ناحیه دریایی به نام تتیس جوان بوده و با فشار صفحه عربی به این صورت در آمده است. البته جناب یاور از من باسواد ترند. متشکرم.

    • پوریا صفرپور

      آذرباد جانم مرسی
      چه خوشحال شدم اسم اون دریا رو گفتی. تتیس.
      و اینکه گویا از همون ۳۰ میلیون سال پیش ما تحت فشار این اعراب بودیم! خدا رو شکر اون زمان تحت الارضی بوده😀

      یاورِ عزیز افتخار توضیح نداد.😉

      • azarbad111

        چه حیف که افتخار نداد. خیلی زیبا و صریح و علمی می نویسه. نوشته هاشو دوست دارم و همیشه وبلاگشو چک می کنم. راستی من ترک قشقایی هستم . چندین بار تعدادی از دوستانم را درمسیر ییلاق به قشلاق هدایت و راهنمایی کردم .خودم هم دوران کودکی تا حدود ۱۰ سالگی با پدر بزرگ و مادر بزرگم هر سال این مسیر طولانی از کوههای فیروزآباد در جنوب استان تا آباده شمالی ترین شهرستان فارس رابهمراه ایل و با اسب و یا پیاده طی کردم. حتما بیا و با این مردمان پاکدل آشنا شو.

        • پوریا صفرپور

          به به
          دوست خوب من هم فیروزآبادی ست.
          حتما، میتونم حدس بزنم تو فصل بهار چه ترکیب شگفت انگیزی از زیبایی ها اونجا جمع هست.
          امیدوارم زنده باشم و بیام.

  5. واقعاً خوش‌به‌حالتون… با صرف کمترین هزینه‌ها سفرکردن عالی‌یه…
    وقتی داشتم درمورد هیچهایک‌کردن‌تون می‌خوندم پیش خودم گفتم من همیشه برام جالب بوده آدمایی که هیچهایک می‌کنن… شک دارم خودم بتونم جرأت‌شو در خودم پیدا کنم که به آدما اعتماد کنم… چطوری این اعتماد رو می‌کنید؟ آیا شناخت شهودی خوبی نسبت به آدما دارید و بلافاصله می‌فهمید به کیا می‌شه اعتماد کرد؟ آیا تا حالا این موضوع براتون مشکلاتی پدید آورده؟
    مرسی

    • پوریا صفرپور

      فرید لطف داری.
      قصد دارم یه پست در مورد این بنویسم که چطور هیچهایک کنیم که به دردسر نیفتیم.
      هرچند که من خودم جدا هیچوقت به دردسر جدی نیفتادم ولی خب به هرحال احتیاط شرط عقل هست.
      قول میدم تو این یکی دو روز یه پست بذارم تا ایشالله انگیزه سفر رو پیدا کنی رفیق.
      خوشحالم که به اینجا سر میزنی.

نظر شما چیست؟