سالی که گذشت

سال نو رو به همه دوستانم تبریک میگم.

دوست داشتم چند خطی رو اینجا بنویسیم که اگر سالها بعد (به شرط حیات البته) در وبلاگم به این پست رسیدم، کمی بهتر به خاطر بیارم که در اون روزها چه بر من میگذشته، دغدغه م چه چیزهایی بوده و زندگی رو صرف چه کارهایی میکردم.

اینکه ذهن ما به شدت به تحریف گذشته علاقمند هست رو از وقتی که گزارش ماهانه شخصی مینوسیم درک کردم.

برای همین بهتر میدونم همین حالا مکتوب شون کنم، تا اینکه بعدها از مغزم بخوام با هزار جور تحریف و خطا اونها رو به یاد بیاره.

همچنین به نظرم یک حجم محدود شده ای از خودافشایی در بستری که میدونی چیزی از حافظه ش پاک نخواهد شد، مزیت هایی هم داره.

به هر صورت، سعی میکنم در چند بند کمی به تصویری که از سال ۹۸ دارم بپردازم.

 

در سالی که گذشت؛

 

کار کردم

جمع و جور کردن یک تیم خوب ماه ها از من زمان گرفت.

خوشحالم که بعد از چند ماه، یک تیم خوب در محل کار، کمک میکنه تا تمام برنامه هایی که داریم رو پیش ببریم.

خواستم اول یه لیستی از کارهای که انجام شده بنویسیم اما دیدم از کارهایی که نکردیم خوشحال تر هستم!

در واقع درکنار معدود کارهایی که کردیم:

  • خیلی از پروژه ها رو شروع نکردیم
  • دنبال منابع (نیروی انسانی، بودجه و …) بیشتر و بیشتر برای تیم نبودیم
  • جایی که دیتا بود، خوش بینی یا بدبینی رو کنار گذاشتیم
  • تا جای ممکن از مایندست استارتاپی ایران دور بودیم
  • به فارسی سرچ نکردیم و پینگ پنگ هم بازی نکردیم.

همچنین

  • نرخ رشد ثابتی رو ماه به ماه تجربه کردیم و سهم مون از بازار رو بیشتر کردیم
  • در دو ماه ۳۷ هزار نصب اپلیکیشن گرفتیم
  • کلی از فرایندها رو بهبود دادیم
  • دوره اخلاق حرفه ای تدریس خصوصی رو با ۱۵۰۰ معلم خصوصی استادبانک شروع کردیم.(به سبک آموزش تعاملی مثل متمم اما با کانتنتی که خط به خط ش رو خودمون تولید کردیم) و الان با دریایی از تمرین های حل شده اساتید در درسنامه ها مواجه هستیم که در خصوص تک به تک اجزای این بازار اطلاعات شگفت انگیزی بهمون میده.
  • بیشتر  و بیشتر به بهتر شدن محصول فکر کردیم تا به ترفندهای رایج

اشتباه هم زیاد کردیم و داریم میکنیم. کلی پول و زمان رو هم به هدر دادیم. این طور هم نیست که خیلی تر و تمیز جلو رفته باشیم.

 

سفر رفتم

سفر رفتم، اما نه به اندازه قبل. بهار یک سفر ۵ روزه رفتم به خراسان شمالی. با اختلاف زیادی بهترین سفری بود که تا به حال در عمرم رفته بودم.

زمستان هم به رسم این چند سال، چند روزی رو با یکی از دوستانم در جزایر هنگام و لارک کمپ زدیم.

سفرنامه ای ننوشتم. در مسافرت هم از اهل سفر به شدت دوری کردم. (هرکسی که مجهز به یک کوله پشتی و چادر بود. خصوصا اونایی که اسپیکر بلوتوث دارند رو با احتیاط برید سمت شون. امکان داره از اون جغرافیایی که درش هستید هم متنفر بشید)

 

مطالعه کردم

امسال لزوما خیلی کتاب های بیشتری نخوندم.

در عوض احساس میکنم خیلی کتاب ها بود که باید به رسم هر سال خونده میشد، اما خوشبختانه از لیستم حذف شون کردم.

میزان کتاب هایی که میخونم بیشتر نشده، اما خوشحالم که از حب قلبی ام نسبت به کتاب های آسمانی (روانشناسی، فلسفی، جامعه شناسی و …) کاسته شده و بیشتر دنبال چیزهایی روی زمین هستم.

اتفاقا میبینم که چقدر سخت تر هم شده. در واقع برای مباحث آسمانی، کتاب، مثل ذرات معلق در هوا هست.

و برای آنچه که به نظر من زمینی است، باید ساعت ها چشم بگردونی تا بتونی یکی رو پیدا کنی.

برای همین هست که این روزها منبع ارزشمند برای پیشنهاد کتاب رو (چه یک دوست باشه و چه یک وب سایت) ارزشمندتر از هر در و گوهری میدونم.

 

دوست خیلی خوبی نبودم

سالی که گذشت دوست خیلی خوبی نبودم.

خیلی کار میکردم و منابع م کفاف این رو نمیداد که جمله “دیگه چه خبر” رو خیلی بگم یا بشنوم.

دوستان محدودی داشتم. محدود تر هم شدند.

با همین تعداد کم از دوستانم، مهمانی های خوشی داشتیم، سفرهای خوبی رفتیم و در کل به هم کمک کردیم تا لحظه هایی که از پس خودمون برنمیایم رو به نحوی سپری کنیم.

 

سعی کردم زندگی رو شلوغتر نکنم

در این یکی دو سال تلاش کردم درآمدم رو چند برابر کنم، اما خوشحالم که دلیلی نشده تا اجزای بیشتری رو به زندگی م اضافه کنم. گرچه کمتر سفر میرم، اما سعی داشتم روحیه کوله گرد بودن رو حفظ کنم.

در همین راستا دربرابر افزودن اجزای جدید به زندگی حساسیت زیادی پیدا کردم. میخواد یک میز نهار خوری باشه یا یک هدفون بلوتوث جدید.

برای همین هست که خدا رو شکر میکنم تا این لحظه علی رغم امکان، هیچ برنامه ای برای خرید گوشی جدید، میز جدید، اسکرین بزرگتر، قهوه جوش حرفه ای تر، کفش های باحال تر، لوازم زینتی در اتاق خواب و … ندارم.

همین هایی که هست هم زیاده و عموما هزینه ذهنی نگهداری شون به میزان استفاده شون نمی ارزه.

 

 

پول هدر دادم

آخرین کاری که با پول هام کردم این بود که به مدت یک سال همه ش رو دادم به نویسنده و وردپرس کار و … تا Iran Tourismer رو بالا بیارم.

روی خط به خط نوشته ها نظارت کردم، ساعت ها برای تک به تک تصاویر و نقشه ها و … وقت گذاشتم، بیشتر تاپ لینک های ارزشمند رو هم در گوگل گرفتم و به دلایل عمده تا این لحظه انگیزه ای برای ادامه کار روش ندارم.

کلا گردشگری صنعتیه که توش خیلی وقت ها میتونی انگیزه برای کار نکردن پیدا کنی😉

حمله تروریستی، نافرجامی در برجام، کرونا، اعتراضات داخلی، سخنرانی فلانی، تحریم جدید و … که هر کدوم میتونن بابای High Season بعدی رو دربیارن. و خب در هم آوردن

با این حال وب سایت رو دارم. درخواست های تور خوبی هم روش میاد.

همین حالا با تیم ریموتی که روی پروژه هست داریم یه گروه توریست ۱۲ نفره بریتانیایی و چند امریکایی رو متقاعد میکنیم که تو ایران همه چی خوبه و فقط کافیه شانس بیارید هواپیماتون سالم بشینه! بقیه ش رو ما تضمین میکنیم.

اخیرا فهمیدم خیلی آدم این صنعت نیستم. اینکه شما سفر رو دوست داری هیچ ربطی به این نداره که از صنعت گردشگری هم خوشت بیاد و خب این خودش یکی از درس های بزرگ و پرهزینه سال ۹۸ بود.

 

همچنین،

در سال پیش رو امیدوار هستم که:

 

منابع ام رو بهتر درک کنم

برای ۳۶۵ روز پیش رو آرزو دارم بتونم بهتر درک کنم که چه چیزهایی با چه میزان تحت کنترل من هستند و چه چیزهایی نیستند.

امیدوارم بهتر بفهمم دوست دارم چه چیزهایی جزو داشته هام باشن و چه چیزهایی نباشند.

همچنین دوست دارم این داشته ها (زمان، انرژی، تمرکز و …) رو به شکل متمرکزتر و همگون تر از قبل صرف کارها کنم.

 

به دانش احترام بیشتری بگذارم

در واقع دانش و تجربه

نیاز به توضیح نیست که این دو در کنار هم میتونن چه ذهن شفاف و نکته سنجی رو به وجود بیارند

امیدوارم خودم به همراه انسان هایی که به جمع اطرافیانم اضافه میشوند، ارزش بیشتری برای دانش قائل شویم.

 

 

در انتها،

اگر به عقوبت اپیدمیک دچار نشدیم،

امیدوارم مثل همیشه شوق بالایی برای زیستن داشته باشم.

 

برای همه دوستانم آرزوی روزهای روشنی در سال پیش رو دارم.

 

3 دیدگاه برای “سالی که گذشت

  1. سلام پوریا
    این چند روز خیلی به فکرت بودم. البته اینو هم بگم که به این چند روز محدود نمیشه و هر وقت که از گاز پیک‌نیکیت که بهم دادی استفاده می‌کنم یادت می‌افتم 🙂
    راستش خیلی دلم می‌خواست و می‌خواد که یک قراری بذاریم و دیداری تازه کنیم ولی دلیل نگفتنش تا الان همون چیزیه که خودت هم بهش اشاره کردی, کمبود وقت و زمان صرف کردنِ منابع برای کار.
    با همه اینها خیلی خوشحالم که داری مسیر خوبی رو طی می‌کنی و توش خوشحالی و تجربه‌های شگفت‌انگیزی کسب می‌کنی.
    هرجا هستی موفق باشی.

    1. پریسا
      از آخرین باری که دیدمت چند ماه میگذره
      مرسی از لطفی که داری
      خوشحالم که از پیک نیک سفری زیاد استفاده میکنی!
      برعکس من که این روزا خیلی خونه نشین ام(با توجه به اینکه دورکار شدیم تا حدی)
      ولی واقعا دلم میخواد این کرونا که به قول محمدرضا کمرنگ تر شد یه قراری بذاریم و ببینیم هم رو
      تا اون موقع امیدوارم توام سخت مشغول کار و تلاش باشی.

  2. سلام و درود بر پوریای عزیز
    سال نو شما هم مبارک و سرشار از موفقیت و پشتکار
    به طور کامل از احوالاتت با خبر شدم
    دیگه فک کنم یه شیش هفت ماهی نیاز نباشه مزاحمت بشم (البته اگه این دل تنگ اجازه بده)
    خوشحالم که پشتکار زیادی داری و روز به روز داری موفق تر میشی
    برات بهترین ها رو آرزو میکنم
    باعث افتخار بودی و هستی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *