جایی کار کنیم که دعوا بشه!

داشتم نهار میخوردم که صدای داد و بیداد از حیاط محل کارمان بلند شد.

گوشم رو تیز کردم و متوجه شدم کسی دارد فریاد میزند و تهدید میکند که طرف مقابل را پول خواهد کرد!

راستش را بخواهید خیلی ذوق زده شدم.

شرکت ما واقع در یک مجتمع است که با تعداد زیادی استارتاپ احاطه شده.(به همراه مرسومات مضحک استارتاپی: میز پینگ پنگ و فوتبال دستی)

البته خدا رو شکر میکنم که از نظر آنها، شرکتی که من در آن هستم دیگر استارتاپ به حساب نمی آید و چون پول درمی آورد نباید فوتبال دستی بازی کند و باید جمع کند و برود به مکان مستقلی.

در طی یک سالی که اینجا هستم هیچوقت ندیده بودم کسی داد بزند و اعلام کند که دیگری را به پول تبدیل خواهد کرد!

از حیاط استارتاپی ما اغلب صدای میز پینگ پنگ می آید. چند نفر از شرکت های مجاور هستند که همه ی تارگت ها را زده اند و هر روز هم دارند جشن پینگ پنگی میگیرند!

جدیدا برایم سوال شده که چرا هیچ وقت در مجتمع ما (و کلا در چند محیط استارتاپی دیگری که بوده ام) کسی با کسی دعوا نمیکند!؟

چرا همه انقدر مودب و با احترام هستند؟ مثلا چرا یکبار کسی یقه کس دیگری را نگرفته یا کسی مجبور نشده به پلیس زنگ بزند؟(بر سر پول)

نمیدانم،

یا خیلی روی بچه های استارتاپی کار کرده اند که فراز و نشیب های کسب و کار را با متانت طی کنند

یا شاید هم اساسا اعداد و ارقام در حدی نیست که کسی بخاطرش توی گوش کس دیگری بزند.

درکل، با اینکه در شرکتی کار میکنم که خیلی استارتاپی نیست، اما دوست دارم بعدها جایی باشم که کمی زد و خورد هم در کار وجود داشته باشد.

فکر میکنم دلایل قانع کننده ای هست که آدم های بازار، گاهی یقه هم را انقدر محکم میچسبند!

2 دیدگاه برای “جایی کار کنیم که دعوا بشه!

  1. سلام پوریا. یه چیزی رو هم‌ در نظر بگیر. یه کارمند منتظر رئیسشه که بهش بگه چیکار کنه چیکار نکنه. هرچقدر درجه آزادی اون کارمند بیشتر بشه، دعواهاش و جنگیدنش برای چیزی که حقشه میتونه بیشتر بشه چون ترسی از بالادستی نداره و خودشه. توی بازار هم همین موضوع هست.
    توی شرکتایی که بزرگ هستن و از قضا پول زیادی هم دارن به خاطر این سیاسی کاری دعوا محدود میمونه و توی روی هم میخندن و پنهانی خنجر فرو میکنن 🙂
    اگر دعوا دوست داری باید تا جایی که میتونی خودکفا یا مستقل بشی. منم اتفاقا بدم نمیاد از یه خورده دعوا ؛)

    1. امین این چیزی که در خصوص محدودیت ها از سمت مدیریت میگی رو درک میکنم.
      ببین اصلا دعوا کِی پیش میاد؟ وقتی که تو منافعت مستقیم یا غیرمستقیم به خطر میفته.
      در یک شرکت ۵۰ نفری، خیلی وقت ها میبینی فقط ۲ یا ۳ نفر هستند که واقعا ممکن هست سر ماه X تومن بیاد تو جیبشون یا ۲x یا ۰٫۵X
      اصولا بقیه اون ۴۷ نفر همیشه یک عدد ثابتی دریافت میکنن و سرد و گرم ماجرا نهایتا به شکل یک سری فشار در جلسات و اون هم با یک تاخیری بهشون اصابت میکنه.
      حالا اینکه میگم محیط استارتاپی برای اینه که اصولا توی کارمندی اوضاع به خودی خود غیر واقعی هست.(به قول نسیم طالب پوستی در بازی نیست)
      حالا اینا هم میان پلی استیشن و آتاری هم میذارن دیگه قشنگ محیط کار میشه یک خلیج امن و آرومی که اجازه برخورد هیچ موجی رو به افراد نمیده.
      غیر واقعی در غیر واقعی
      این که میگی باید مستقل شی به نظرم نکته اصلیه
      حالا من میگم مستقل شدن یه بلوغی میخواد
      آدم باید حتی قبل از اون هم پاش رو گیر بده تو بازی
      یکم واقعی تر کنه شرایط رو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *