محتوای گردشگری | چرا تولید محتوا گردشگری ساده نیست؟

پیش نوشت:

برای نگارش این پست، سه انگیزه دارم.

اول اینکه من از بهار سال ۹۶ نوشتن برای پلتفرم ها و وب سایت های گردشگری رو تجربه کردم (در مجموع سه تا). حساب که کردم، دیدم تا زمانی که این نوشتن ادامه داشت چیزی حدود ۸۰ تا ۹۰ مطلب تالیفی در خصوص خدمات گردشگری، خودِ سفر، معرفی مقصد، تجربه سفر و غیره برای این وب سایت ها نوشتم. برای همین احساس کردم شاید وقت اون رسیده که کمی از نوشتن و تولید محتوا گردشگری حرف بزنم.

دوم اینکه قرار هست با دو دوست و نویسنده خوب محتوای گردشگری در مورد تولید محتوا صحبت کنم. پس بهتر دونستم اینجا در موردش بنویسم و بعد لینک این مطلب رو براشون بفرستم. قراره باهاشون در مورد این صحبت کنم که چرا تولید محتوای گردشگری کار ساده ای نیست و برای اینکه ساده تر بشه باید به چه چیزهایی قبلش فکر کنیم؟

سوم اینکه، این متن بخشی از یک پازل بزرگتر هست که قراره به مرور تکمیل بشه.

 

اصل حرف

 

فرض کنیم:

در قدم اول بیایم فرض کنیم یک کسب و کار گردشگری مثل یک آژانس فروش تور بالاخره متقاعد شده که قدرت بازاریابی دیجیتال برای خلق مشتری این روزها خیلی جدی تر از قبل هست.

سالها پیش کسی که مشتاق خرید تور بود لابد وقت میگذاشت، به دفتر ما در فلان جای شهر میومد، قیافه کارمندان گاها طلبکار ما رو تحمل میکرد و بدون اینکه بفهمه کجا قراره بره و قراره چه چیزی رو تجربه کنه و اصلا سر اونایی که قبلا این تور رو رفتن چه بلایی اومده، به طور حضوری از ما تور خرید میکرد.

در قدم دوم فرض کنیم این آژانس متقاعد شده که مدل کسب و کارش رو با فضای دیجیتال وقف بده و این وقف دادن یک تصمیم جدی و چیزی بیشتر از به زور جادادنِ  بخش دیجیتال مارکتینگ در بدنه آژانس باشه.

در قدم سوم فرض کنیم استراتژی محتوای اون آژانس (یعنی از محتوای مکاتبات ایمیلی و بروشورها گرفته تا محتوای وب سایت، بخش ارتباط با مشتری، محتوای شبکه های اجتماعی و غیره ) تدوین شده و نویسنده ها با آگاهی از ارزش های پیشنهادی و مزیت های صاحب کسب و کار و با شناخت اینکه برای چه مخاطبی و در چه مرحله ای از سفر مینویسند، آماده تولید محتوا هستند.

میان پرده:

هر سه کسب و کار گردشگری که من براشون مینوشتم و میدونم که الان دیگرانی هستند که به همون شکل مینویسند، تنها یک تیتر یا یک کلیدواژه به نویسنده میدن و ازش میخوان براشون محتوا تولید کنه.(یا به قول محمدرضا زباله دیجیتال تولید کنه). به هر صورت میخوام بگم استخدام نویسنده های کلمه ای بنویس یا خیلی خوش بینانه بلاگرهای تالیفی مثل من و نوشتن بدون هیچ برنامه و ساختار مشخص، کماکان روش اصلی تولید محتوا بسیاری از کسب و کارهای گردشگریه. (برای مثال سری به پونیشا یا Jobinja بزنید.)

بگذریم و بریم سراغ چیزهایی که به نظر من و البته با یک سرک کشیدن در وب سایت های انگلیسی زبان میتونه به عنوان چالش های تولید محتوا گردشگری مطرح بشه و احتمالا به کسایی که علاقه مند باشن یک سری ایده کلی هم بده.

 

به هر حال فکر میکنم خوب باشه قبل از شروع نوشتن برای سفر، چند تا واقعیت ها در خصوص محتوای گردشگری رو مرور کنیم:

یک: مردم دائما در سفر نیستند

ما امکان داره روزی دوبار شارژ سیمکارت بخریم، روزی یک بار به رستوران یا فست فودهایی که میشناسیم سفارش غذا بدیم، هفته ای یکی دو بار به کافه هایی که میشناسیم یا جدید هستن سر بزینم، ماهی یک دو بار سینما بریم و سالی چند تا سفر. هستند کسایی که هر ماه سفر میرن اما ما داریم در مورد متوسط آدم ها حرف میزنیم و اینکه احتمالا اغلب آدما سالی یک یا چند بار به سفر میرن و از خدمات گردشگری استفاده میکنن. پس حالا میشه جنس حساسیت برای اعتماد و خرید و دلیل شکل گرفتن این حجم از Review در دنیای بازاریابی گردشگری رو کمی بهتر درک کرد

 

دو: گردشگر به محتواهای متنوعی نیاز داره.

ما باید بدونیم برای کدوم مرحله گردشگری مطلب مینویسیم. مخاطب هر صنعتی بدون شک مراحل متفاوتی از نیاز رو پیش از اعتماد و خرید محصول میگذرونه. در گردشگری این موضوع شکل شفاف تر و تا حدی جالب تری به خودش میگیره. در عین حال که باید بدونیم هر بخش از محتوای وب سایت ما چه پازلی از ساختار محتوایی ما رو تشکیل داده، بایستی کاملا بدونیم که نیاز کدوم مرحله از گردشگر رو باهاش تامین میکنیم. تصویر زیر خیلی شفاف و ساده شده (هرچند به شکل کلاسیک) به ما میگه که یک گردشگر در هر مرحله چه نیازی داره و این ما هستیم که باید به عنوان تولید کننده محتوا گردشگری به این موضوع دقت کنیم.

تولید محتوا گردشگری

در واقع به طور خیلی ساده شده میشه گفت که:

گردشگر در مرحله اول درباره سفر و سفرهای بعدیش رویا میبافه! مثلا فرض کنیم تحت تاثیر یک تصویر زیبا از یک ساحل یا هرچیز دیگه تو تایلند قرار میگیره😉 (رویابافی در مورد سفر بعدی).

وقتی کمی جدی تر شد احتمالا شروع میکنه جایی خارج از شبکه های اجتماعی دنبال یه کلیاتی در مورد تایلند میگرده (البته در این مورد ممکن هست که اطلاعات دوستاش از تایلند بیشتر از تورلیدر محلی اونجا باشه😉) (جستجو درباره مقصد)

فرض کنیم که به هر دلیل تصمیم به خرید میگیره و حالا با حس بسیار جدی تری دنبال رزرو یک تور یا پرواز برای تایلند هست. ( مرحله رزرو)

مرحله بعدی به طور خیلی خلاصه زمانیه که شما در تایلند هستید و حالا میخواید برای شام یک رستوران ایرانی در بانکوک پیدا کنید یا هر موقعیت دیگری شبیه به این که شما در سفر هستید و نیاز به اطلاعات دارید. (مرحله حین تجربه)

تولید محتوا گردشگری

 

نکته: این دسته بندی به هیچ وجه مطلق نیست. ممکن هست من در همون مرحله اول به دنبال رستوران در محل مقصد باشم، اما مساله اینه که نوع کلید واژه ها تا حد زیادی به ما کمک میکنن تا بفهمیم مخاطب در کدوم مرحله هست و بایستی چه محتوایی براش تولید کنیم.

 

سه: سفر و به خصوص خرید تور عموما تصمیم استرس زایی هست. برای اینکه واضح تر بفهمیم محتوای تولید شده ما چه مسیر سختی رو در پیش داره تا در دل مخاطب اعتماد به وجود بیاره کافیه به فاکتورهایی فکر کنیم که یک نفر مثلا وقتی تور میخره در مورد کیفیت اجرای اونها نگران هست. اقامت، حمل و نقل، تور لیدر، غذا و نوشیدنی، امنیت، زمان بندی، هزینه ها و بسیاری چیزهای دیگه که باید همه و همه در کنار هم قرار بگیرن تا یک خرید تور اتفاق بیفته.

 

چهار: مفاهیم انتزاعی و کلی تاثیر عمیقی نمیذارن. اینکه ما بنویسیم میدان نقش جهان زیباست، یا در ایران غذایی داریم به اسم میرزا قاسمی که خوشمزه ست یا اینکه فصل تابستان کویر مرکزی ایران برای سفر گرم است به احتمال زیاد کمکی به مخاطب ما نخواهد کرد. گردشگر باید بدونه خوشمزه یعنی تند یا ترش؟ گرم یعنی چند درجه سانتی گراد و مرطوب یعنی چند درصد رطوبت در هوا. برای گردشگر مفهوم انتزاعی و توصیه های کلی وقتی سودمندتر هست که ما بیان کنیم منظورمان از زیبایی ترکیب چه فضاها و رنگ هایی هست و احتمالا مثلا معماری اون فضا رو میشه به معماری کدوم دوره از اروپا نزدیک دونست.

 

پنج: روایت گری، هنر تولید محتوا در گردشگری. حقیقت اینه که محتوای بسیاری از سایت های گردشگری فرق چندانی با ویکی‌ها ندارن. شما  با لحنی خشک و بدون ظریف کاری میفهمید فلان مکان رو کی ساخته، چه زمانی ساخته یا مثلا برای سفر به فلان شهر در تور شما چه چیزهایی ارائه میشه و یا مثلا برای سفر به ایران قرار هست چه شهرهایی رو به ترتیب بازدید کنید و … درست مثل بسیاری از صنایع دیگه همه میترسند که از فرم های قالب و تکراری نوشتن بیرون بیاین، در گردشگری هم این محافظه کاری در تولید محتوا طیف بسیار شبیه به هم و کسل کننده ای از محتوا رو به وجود میاره. اما حقیقت اینه که متفاوت نوشتن که یکی از راه هاش روایت گری و داستان محوری هست، فارغ از کیفیت کار میتونه برای خودش تفاوت جدی و یا حتی ارزش محسوب بشه.

 

شش: گردشگر، تولید کننده محتواست! عکس رنگی بالا رو دوباره نگاه کنیم. قدم پنجمی که گردشگر در مراحل سفر برمیدارهT تولید محتواست. (Share)

این محتوا ممکن هست در شبکه های اجتماعی و به صورت انعکاس تجربه های سفر در قالب پست ها و استوری ها و غیره باشه. اما محتوای جدی تری در این بین هست که برای تک تک کمپانی ها تعیین کننده ست. Reviewها دارایی بسیاری از کسب و کارهای گردشگری در شبکه های بزرگی از محتوای تولید شده توسط کاربر مثل TripAdvisor هستند. باید حواسمون باشه که گردشگر محتوای مصرف کرده و مسیری که با ما اومده رو با محتوایی تموم میکنه که خودش مینویسه. ۶۰۰ میلیون Riview در TripAdvisor نشون میده که این مساله اتفاق جدی هست و باید به عنوان یکی از ارزشمندترین محتواهای موجود در دنیا فکری به حالش کرد.

اگه سری به وب سایت های فروش تور دنیا بندازیم میبینیم که بعضی ها با افتخار در صفحه اول به پروفایل TripAdisorشون لینک دادن و خب بعضی های دیگه اون رو از مخاطب قایم کردن!

 

هفت: سفر ضرورت نیست. سفر مثل بعضی از خدمات و کالاهایی که هر روز در دنیا فروش میره و برای مردم یک نیاز اولیه و ضرورت نیست. سفر به عنوان یک عمل عموما تفریحی شناخته میشه. پس وقتی کسی وب سایت ما رو باز میکنه یا به پروفایل ما میرسه، مساله اصلی ش این نیست که فورا یک راه تماس با ما برای برطرف کردن نیازش پیدا کنه. همچنین به نظر میاد جرقه های اولیه این تصمیم یا همون مرحله Dreaming در جاهایی بخوره که زیاد محیط جدی نیست. مثلا جایی مثل شبکه های اجتماعی، در یک مهمونی یا حتی در یک گپ و گفت . مثل وقتی که یک دوست از سفرش در فلان جزیره یا فلان فروشگاه در اروپا عکسی میفرسته و ما شروع میکنیم به تصور کردن خودمون در جایی که اون هست. سفر ضرورت نیست و برای همین برای اینکه نیاز و ضرورتش رو در دل مخاطب ایجاد کرد باید زبانی به جز زبان رسمی و خشک رو به کار برد. خصوصا وقتی قراره این ضرورت و شوق رو در جایی مثل شبکه های اجتماعی بوجود بیاریم، قطعا توجه اصلی مثلا به سرگرم کردن مخاطب اهمیت بسیار بیشتری داره تا اینکه دائما مثل دیگران از محصولات و پکیج های سفر جذاب مون براشون حرف بزنیم.

 

این نوشته در بخش دیگه با عنوان “ایده های تولید محتوای گردشگری” ادامه پیدا میکنه.

9 دیدگاه برای “محتوای گردشگری | چرا تولید محتوا گردشگری ساده نیست؟

  1. سلام
    پوریا جان خیلی مطلبت خوب بود از مطالعش بسی لذت بردم
    منم تو فکر یه تحول تو تولید محتوا درست و حسابی گردشگری هستم و میخوام خیلی تخصصی و با نیروی آموزش دیده تو این عرصه پا بذارم
    فکر میکنم خیلی جواب بده
    خودم دانشجوی ترم آخر گردشگری هستم و حدود سه سال هست که تو این حوزه مشغولم و کار میکنم و پول درمیارم
    ولی خیلی ارضام نکرده که برای یه شرکت و در یک زمینه این کار رو ادامه بدم و دوست دارم بقیه دوستای علاقمندم رو هم درگیر کنم.
    بازم ممنونم ازت بابت متن و نگارش خوبت

    1. سلام علی مقدسی
      امیدوارم توی کارت موفق باشی.
      ایده ت رو نمیدونم چیه، برای همین نمیدونم چیزی بگم در موردش. اما فقط این رو میدونم که گردشگری هم مثل خیلی بازارهای دیگه حوزه دیجیتال قدرتمندی توی ایران نداره.
      ینی وقتی کارهای جهانی رو میبینی، کار جون داری انجام نشده.
      به هرحال، حوزه جذاب و پیچیده ای هست گردشگری.
      امیدوارم بتونی حرکت خوبی بزنی.

  2. سلام، خیلی ممنونم از مطلب خوب شما،
    به عنوان فارغ التحصیل ارشد مدیریت گردشگری از این مطلب لذت بردم.
    این دست مطالب و بطور کلی مباحث بازاریابی دیجیتال خیلی میتونه به توسعه پایدار گردشگری در ایران کمک کنه و ایجاد ارتباط میان کسب و کارهای گردشگری و دنیای دیجیتال از زمینه های مطالعاتی شخصی من هم هست و قصد دارم کارهایی در این خصوص انجام بدم.
    البته در سایتی مقاله ای در مورد بازاریابی سبز نوشتم، این روش بازاریابی بدلیل تاکید بر رویکردهای آینده نگر و توسعه پایدار، میتونه در کنار اصول توسعه پایدار گردشگری به عنوان رویکردهای بازاریابی کسب و کارهای گردشگری بخصوص در دنیای دیجیتال قرار بگیره.
    خوشحال میشم این مقاله رو مطالعه و نظرتون رو در موردش اعلام بفرمایید 🙂
    https://www.novin.com/blog/waht-is-green-marketing/

    باز هم ممنونم از مطلب خوب شما، منتظر کارهای بعدی شما هم هستیم.

    1. حامد عزیز
      مقاله ارزشمندت رو مطالعه کردم و همون جا پاسخ دادم.
      مشتاق دیدارت هستم تا در خصوص خیلی مسائل از جمله پروژه ای که با تیم ت جلو میبردی صحبت کنیم.
      شاد باشی

  3. پوریا به نظرم یک ایده خیلی اساسی و بنیادی اینه که یک کسی بیاد و با ابزار “محتوا” فرهنگ سفر مردم را عوض کنه. یعنی فارغ از اینکه دنبال جذب مشتری باشه، بازاریابی محتوا را در خدمت این بزاره که “مردم بیشتر سفر برن”. حالا هر نوع سفری و با هر آژانس مسافرتی.
    به قول معروف به جای اینکه همه بخوان از “کیک محدود” مسافران فعلی سهم بیشتری بگیرن خود کیک را بزرگ کنن.
    یک مثال بزنم.
    چند روز پیش اعضای خانواده یک سفرنامه را از تلویزیون می‌دیدند کسانی که به جاهای مختلف سفر می‌کنند و حکایت سفر خودشان را تعریف می‌کنن. جالب اینکه بعد چند روز مادرم که اهل سفر نیست می‌گفت چقدر خوبه آدم بره سفر. یعنی این نوع محتوا داره از پایه مشکل را حل می‌کنه. داره کسانی که اصلاً سفر نمی‌رن را به مشتری راغب یا lead گردشگری تبدیل می‌کنه.
    من می‌گم اگر فارغ از نگاه کوتاه مدت، بتونیم با یک سایت یا اکانت شبکه‌های اجتماعی یا برنامه تلویزیونی “ضرورت و اهمیت و جایگاه” سفر را تبلیغ کنیم در طولانی مدت می‌تونیم مشتریان بیشتری داشته باشیم.

    1. علی راستش این کار به چند شکل داره انجام میشه. حالا بعضی هاش هدف داره بعضی هاش بی هدف.
      مثلا فکر کنم تو برنامه “ایران گرد” رو دیدی. این محصولیه که مثلا رسانه ملی برای تشویق به شناخت بهتر ایران و سفر ساخته.
      گروه بعدی کوله گردهای حاضر در شبکه های اجتماعی هستن که ارشاد نیکخواه یا دیگران رو شامل میشه.
      باهات موافقم که ایجاد یک جریان برای تشویق به سفر میتونه مشارکت و مشتری های زیادی خلق کنه.
      مثل کمپینی که برای مخاطب های کم علاقه به سفر طراحی بشه و تشویق شون کنه به سفر .
      بعدا تو بخش مدل های کسب و کار گردشگری دیجیتال مثالش رو میزنم.

  4. دقیقا پوریا، راستش منم از یک مدتی به بعد (در تجربهٔ چند سفر اخیر) ترجیح دادم به جای اینکه دنبال اطلاعات در سایت‌ها بگردم، برم تو اینستاگرام و تجربهٔ افرادی که خودشون اونجا سفر کردند رو بخونم و رستوران‌ها یا جاهایی که اونها رفتند رو دنبال کنم.

    1. پریسا
      چقدر خوشحال شدم کامنتت رو اینجا خوندم.
      فکر میکنم خیلی های دیگه هم رفتار مشابهی داشته باشند.
      خصوصا اینکه خیلی از سایت های گردشگری محتواشون رو از هم قرض میگیرن😉.
      واسه همین به قول تو احتمالا تو اینستاگرام “محتوای تجربه شده” بیشتری پیدا بشه.
      به ایران پلنر یه سری بزن تو که سفر میری.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *