بصیر تو بگو
هواپیماهای سوخو راست میگویند یا موشک های کُروز؟

سال اول دانشگاه یک ترم مهمان گرفتم برای دانشگاه گیلان که مثلا محل تحصیلم به شهرمون (رودبار) نزدیک تر باشه. اون ترم یک درس عمومی بی خود (مثل اکثر دروس عمومی دانشگاه) جزو واحدهام بود.

از قضا دو تا همکلاسی داشتم که اهل سوریه بودند. اسم یکی شون بصیر بود. خیلی بچه های باحالی بودند و معمولا با فارسی دست و پا شکسته شون یه چیزایی رو بهم میفهموندیم و یه بحث هایی میکردیم باهم. یادم نمیره امتحان پایان ترم اون درس عمومی رو. بنده خدا بصیر تمام حدیث های عربی که تو امتحان اومده بود رو واسه کل کلاس ترجمه کرد و جواب رو به همه رسوند ولی مشکل اینجا بود که انقدر فارسی ش بد بود که ما دوبرابر وقت گذاشتیم تا همون فارسی رو برای استاد معنی دار کنیم!☺️

گفتم که گاهی باهم مینشستیم سربحث. من سال ۸۸ وارد دانشگاه شدم و اتفاقات تلخ اون سالِ ایران تا دلت بخواد بین بچه ها بحث راه مینداخت. خوب یادمه یه روز بصیر حرفی زد که هیچ وقت یادم نمیره. در واقع هربار که این روزها خبر جنگ سوریه رو میشنوم بی اختیار جمله ش میاد تو ذهنم.

میگفت: ” شما مردم ایران نمیدونید چی میخواید و واسه همین راحت ثبات و امنیت کشورتون رو به خطر انداختید ولی ما مردم سوریه یکپارچه هستیم. اختلاف یا جنگ تو سوریه ممکن نیست.

اون زمان خوش خیالیمون دوطرفه بود، هردومون بِهَم امید میدادیم که جنگ برای دوره ما نیست. تردید نداشتیم که سالها میگذره و ما صدای گلوله ای از نزدیک نمیشنویم.

دوست من، مردم عراق، مردم لبنان یا مثلا کسایی که تو اویل قرن پیش توی اروپا زندگی میکردند و چرا دور بریم، تو همین ایران و یکی دو نسل قبل از ما هیچوقت خیال این هم به سرشون نمیزد که خاکی که تمام زندگی شون رو پناه داده، یه روز اسیر جنگ و مصیبت های بعدش بشه.

بصیر مردمش رو دوست داشت، و این دوست داشتن تو کلامش پیدا بود. اون باور داشت که کسی قادر نیست خاکشون رو به خون بکشه. همونطور که مردم لبنان باور نمیکردند این مصیبت رو. همونطور که افغان ها باور نمیکردند کابل و هرات و بامیان زیبا، اینطور اسیر ناامنی بشه.

امروز بصیر نیست تا از مردمش حرف بزنه. امروز از سوریه صدای انسان ها نمیاد تا حرفشون رو بیان کنند. صدای امروز سوریه موشک های کروز آمریکاست، سوخو های وحشی روسیه و بمب های شیمیایی اسد. شاید اگر دوستم بود دلش نمیخواست بحث به سوریه کشیده بشه، همون طور که من اون روزها دلم نمیخواست درباره ی وضع ایران حرف بزنیم.

اگه برخلاف مزدوران دنیا بپذیریم که هر آدمی در درون خودش دنیایی از احساس و افکار و آرزوها داره، خاصیت کثیف جنگ در اینه که تمام این کیفیت رو تبدیل میکنه به چند دسته آمار کلی. عددهایی که حتی بعد از چندبار شنیدن خسته کننده میشن. سرنوشت میلیون ها نفر جوان و نوجوان و کودک و زن به سادگی تبدیل میشه به چند عدد رسمی برای خوراک خبری ما.

حالِ این روزهای سوریه آدم رو از آینده ناامید میکنه. سرزمین زیبایی که تبدیل شده به زمین تمرین کنجکاوی های رئیس جمهور جدید آمریکا، جایی برای تلافی روس ها و افراطی های مذهبی که تو جیبشون قاشق و چنگال و کاندوم برای اون دنیا میبرند.

حرف امروز سوریه رو صدای جنایت ها نشنیدنی کرده. بصیر اگر هم گوشه از اون خاک زنده مونده باشه بعید میدونم صداش به کسی برسه. امیدوارم باز هم یک روز ببینمش. دوستی بین ما عمیق نبود اما آدم هرکسی رو در زندگی به شکلی و به بهونه ای به یاد میاره. اخبار جنگ، شیوه قشنگی برای یادآوری یک دوست نیست..

 

8 دیدگاه برای “بصیر تو بگو
هواپیماهای سوخو راست میگویند یا موشک های کُروز؟

  1. برای من هم سوریه یادآور یک آدمه.
    من توی یک جلسه مذاکره با شرکت اماراتی از ساخت یک فضای تفریحی برای شبیه سازی رفتن به میلیون ها سال قبل می گفتم. یکی از کارمندان شون با شوخی تلخی گفت یه لحظه وایسا ! میشه به جای میلیون ها سال قبل، به ۵ سال قبل برگردیم؟ آخه من اهل سوریه ام و می دونید دیگه …

    1. خاطره جالبی بود
      مجید خدا به ما ساکنین این سرزمین رحم کنه.
      جنگ جیزی نیست که بشه به سادگی و در امنیت درباره ش حرف زد. چه برسه به تصور تلخش…
      راستی با طرحت موافقت کردند؟ برای ساخت اون فضا در خصوص برگشتن به میلیون ها سال قبل؟

      1. راست میگی . درباره جنگ حرف زدن آسونه اما درک اش قابل تصور نیست.
        در مورد طرح هم بگم ما رزومه بالایی نداشتیم و اونا با شرکت های بزرگ آمریکایی کار می کردند(در حدی که ما به خیال خودمون زیاد گفتیم ۲ میلیون دلار، اونا گفتن شدنیه مگر با این قیمت کم؟ خلاصه فهمیدن ما اون کیفیتی که اونا میخوان رو نمی تونیم ایجاد کنیم.)
        اما این موضوع رو در مشهد ما اجرا کردیم. منتهی خیلی ساده تر و ایرانی تر به اسم پارک علمی پروفسور بازیما

  2. سلام
    راجب بصیر امیدوارم زنده باشه تا دو باره هم دیگر رو ببینید و دوستی تازه بشه.
    خوب هر کاری تو دنیا یه عواقبی داره ،اگه سوریه شد سوریه امروز مطمئن باش یه عده سوری خائن قبلا این خیانتو کردن و کشورشونو دست دشمن دادن یا زمینه ورود دشمن رو به کشورشون مهیا کردن،مثل دوزدی تو حکومت،اختلاس،پارتی بازی که مردم هم طاقتشون به سر امده، سوریه ۲۵میلیون جمعیت داره از این ۲۵میلیون فرض کن ۱۵میلیون فرض کن بچه و زن هستن میمونه ۱۰میلیون دیگه مرد بالغ.خوب مگه جمعیت داعش چقدر هستن فرض کن ۱۰هزارتا،خوب الحمدالله اسلحه و مهمات هم از ایران میره خوب چرا نمیتونن بجنگن با داعش… چون دیگه طاقتشون سر عمده از همچین حکومتی که هم پارتی بازی هم اختلاس هم دزدی میشه.

    1. راستش من از این پیچیدگی های سیاسی چیزی نمیفهمم حامد.
      در مورد وضع اختلاس و دزدی در سوریه هم همچنین.
      اما امیدوارم واقعا این اتفاق برای هیچ کشوری پیش نیاد که مردمش اونجا رو شایسته تلاش کردن و حفظ کردن ندونن.
      راستی حامد مرسی که به وبلاگم سر میزنی. دلمون واسه زابل خیلی تنگ شده آقا.

      1. قربانت پوریا جان
        منم امید وارم برای هیچ کشوری اتفاق نیوفته چون زندگی دیگه برای اون کشور جهنم میشه. ما در خدمتیم هر وقت که آمدی

        راستی سورس ورد پرس رو میتونی برام بفرستی؟ لازمش دارم.

  3. عالی بود پوریا .
    من هم موقعی که توی عراق کار میکردم یک دوست سوری و آواره داشتم که همراه با خانواده ش از شهر کوبانی آواره شده بودند و متاسفانه تو اون مدت پدرش رو از دست داد به خاطر بیماری و کمبود امکانات. الان ازش خبر دارم که همراه خانواده ش به آلمان رفتند و اونجا پناهنده شدند اسمش “ریاض”بود و به من میگفت “زیرک فواد” – ریاض همه بدبختیهاشو از چشم اسد و حامیانش میدید و مدام در این موارد حرف میزد. خاطرات خوبی با هم داشتیم .
    ——–
    متاسفانه نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر تا حالا کشته شده اند.
    صدای امروز سوریه موشک های کروز آمریکاست، سوخو های وحشی روسیه و بمب های شیمیایی اسد.
    خیلی غم انگیزه

    1. برای ریاض متاسفم و امیدوارم سرنوشت بهتری از اتفاقات تا به امروز ،در پیش روش باشه. پناهنگی به این شکل برخلاف تصور خیلی ها، چیز وحشتناکیه.
      حل شدن در مسیری که تو هیچ نقشی در انتخابش و هیچ قدرتی بر ترجیح دادن اتفاق دیگری بهش نداری گاهی همون زیستن موازی با مرگه.
      به خیال من که آینده از این هم وحشتناک تره فواد.
      از این میترسم که این آسیاب به نوبت باشه . .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *