آدم‌های ارزشمند”تر” زندگی من

امروز به بهانه صحبت با یک همکار و دوست عزیز فرصت شد تا عمیقا به این مساله فکر کنم که آدمهای ارزشمندتر در زندگی من چه کسایی هستند. فارغ از تمام بحث های مفصل در مورد ملاک ارزشمندی آدم ها، دوست دارم چیزی که امروز به طور اتفاقی به ذهنم رسید رو اینجا بنویسم.

اگر سیستمی نگاه کنیم، من فکر میکنم چیزی که در جریان بحث امروز به ذهنم رسید یک رویداد و یک نظر لحظه ای نبود. از اون جنس حرف ها بود که از ناخودآگاه آدم و از انباشت بسیار و بسیار تجربه ها، آزمون و خطاها، دلسرد و دلگرم شدن ها، ناامیدی و امیدوارها بیرون اومده بود.

امروز و بعد از اون بحث، از خودم پرسیدم به نظرت اگر قرار باشه یک ملاک اساسی برای کسایی که در زندگیت ارزشمندتر هستند انتخاب کنی، دست روی کدوم ویژگی متمایز کننده میذاری؟ مفهوم ناخودآگاهی که به ذهنم رسید این بود:

آدم های ارزشمندتر زندگی من، کسایی هستند که به من یاد دادند یک کار (هرچند در ابعاد کوچیک) رو درست و کامل انجام بدم.

من برای این جواب، دلایل عینی و ذهنی بسیاری دارم. یکی از قوی ترین دلایلم اینه که باور دارم این آدم ها به من کمک کردند تا عزت نفس بیشتری کسب کنم و زندگی رو عمیق تر تجربه کنم.

من اکسل رو خوب میدونستم. ینی بلد بودم فرمول بزنم، جدول بکشم، نمودار بگیرم و غیره. اما هیچوقت یادم نمیره اولین باری که یک آدم ارزشمند بهم یاد داد چطور یک گزارش ماهانه رو کامل طراحی کنم، پرینت تمیزی ازش دربیارم، براش کاور درست کنم و در ضمن یک نامه به سرپرست کارگاه برسونمش. یادم هست بعدها در رزومه م مینوشتم تهیه و تنظیم گزارشات روزانه و ماهانه کارگاه.

من از اولین روزهایی که وارد کارگاه عمرانی شدم، همیشه فکر میکردم میتونم و اعتماد به نفس این رو دارم که سالها بعد یک کارگاه رو خودم اداره کنم. اما طولی نکشید که یک آدم ارزشمند پیدا شد و به من این شانس رو داد که حدود یک سال، سرپرست یک کارگاه بودن رو تجربه کنم. یادمه بعد از اینکه پروژه تموم شد، با خیال راحت تری مطمئن شدم که این کار، کار مورد علاقه من نیست!

من میدونستم که برنامه ریزی چیز خوبیه! برای اینکار ابزارهای زیادی مثل تقویم گوگل، واندرلیست، تسکولو و ترلو، گوگل کیپ، MSP و خیلی چیزهای دیگه رو هم زیر و رو کرده بودم. اما یادم نمیره وقتی اولین بار یک آدم ارزشمند کمکم کرد تا تمام خرده کاری های چند پروژه موازی رو به طور کامل در چند ابزار پیاده سازی کنم و بتونم هر لحظه از وضعیت پیشرفت و روال کار اونها مطلع باشم. این روزها اگه کسی بپرسه میگم میتونم در حد و اندازه خودم چند پروژه کاری رو با هم و به شکل شفاف برنامه ریزی کنم و جلو ببرم.

یادمه مدت ها درباره استراتژی محتوا، سئو، بازاریابی دیجیتال و این جور چیزها مطالعه کرده بودم. میدونستم رشد صنعت و بازار دیجیتال چقدر فزایده ست. همه اینها رو تا حدی میدونستم، تا وقتی که اولین بار یک آدم ارزشمند بهم کمک کرد بتونم این مهارت ها رو به فروش تبدیل کنم. وقتی بعد از چند ماه زحمت تونستم یک کسب و کار رو در تمام کلیدواژه های صنعتش به شکل ارگانیک و با آمار و ارقام خوب به لینک یک گوگل بیارم، احساس کردم کاری رو به معنای واقعی انجام دادم. بعد  از اون تصمیم گرفتم آهسته آهسته در مورد بازاریابی دیجیتال در گردشگری هم بنویسم.

یادمه مثل هر کس دیگه  ای همیشه سعی کرده بودم در “رابطه” آدم خوبی باشم. نتیجه ی این سعی چیزی نبود جز روابط تلخ و شکست های دلسرد کننده. اما یادم نمیره اولین بار که یک آدم ارزشمند بهم یاد داد چطور ارتباطی رو خلق کنم که برام آوردی از جنس آرامش داشته باشه. این روزها فکر میکنم جزو اون دسته از آدم هام که لبخند میزنن و خوشحالن که از پس ایجاد یک رابطه خوب بر اومدن.

من فکر میکنم همه ما تو زندگی یک لیستی از این آدمهای ارزشمندتر داشته باشیم:

کسایی که مهارت های مارو به کار اجرایی تبدیل کردند.

کسایی که کمک کردند دانسته هامون به قدرت تحلیل شرایط بدل بشه

کسایی که به ما فرصت تجربه کردن دادند.

کسایی که با وجود پیچیدگی های متزلزل و احساسی شخصیت ما، یک رابطه یا دوستی ساده، آروم و صمیمی به ما هدیه دادند.

و در یک کلام،

کسایی که کمک کردند ما تجربه های کامل تری رو در زندگی خلق کنیم و در خاطره ی ذهنمون چیزهایی از جنسِ “شدن” داشته باشیم.

پی نوشت:

اون بخش مربوط به ” رابطه” از اون دست چیزاس که باید چند سال دیگه برگردی و یواشکی از تو محتوای وبلاگت حذفش کنی😉

لذا این نوشته روزگاری هرچند دور آپدیت خواهد شد😃

4 دیدگاه برای “آدم‌های ارزشمند”تر” زندگی من

  1. سلام پوریا
    من هم آدم های ارزشمند زیادی تو زندگیم داشتم و دارم؛ از اونهایی که با من و علایقم کنار آمدن و کنارم موندن، اونهایی که همیشه مشوقم بودن و نذاشتن ترس جلوی پیش رفتنم رو بگیره، اونهایی که دستم رو می گرفتن، اونهایی که هُلم دادن که ایده ام رو عملی کنم و اونهایی که باهام خندیدند و باهام گریه کردند یا اینکه فقط زُل زدن تو چشمام که از خوشی و ناخوشی هام حرف بزنم؛
    اما اواخر سال و اوایل امسال یه آدم های ارزشمند دیگه ای رو هم پیدا کردم، آدمهایی که رفتار و عملکردشون ظاهراً برام گرون تموم شد و خیلی رنج کشیدم و غصه خوردم اما هر بار که بهش فکر می کنم می بینم اونا آدمهای ارزشمندی برام بودن چون درسهای بزرگی رو بهم دادن هر چند که شوک آور و دردآور بود.

    1. سارا حق بین عزیز
      حرف آخری که زدی اتفاقا پاراگرافی بود که دوست داشتم بخشی از متن باشه. اما بیانش سخت بود.
      من هم مثل تو، وقتی به این آدم های ارزشمندتر فکر میکنم میبینم که اتفاقا یادگیری از بعضی هاشون برام خیلی سخت بوده و خیلی گرون هم تموم شده.
      سارا حس عجیبی هم هست.
      مثلا مثالی که در مورد اکسل زدم رو برات بگم. من از اون آدم خیلی یاد گرفتم، اما بی تعارف میتونم بگم انقدر انسان غیرقابل تحملی بود که شک دارم اگه الان تو خیابون ببینمش برم و باهاش احوال پرسی کنم. ولی مساله کار جداست. با این حال هنوز هم اگه به اون زمان برگردم حاضرم اون فشارهای احمقانه ای که میاورد رو تحمل کنم.
      خیلی عجیبه جدا.
      اون آدم با تمام اخلاق های غیرقابل تحملش ترس یا خساستی در این نداشت که بهت یاد بده چطور یک کار رو درست و کامل انجام بدی. و خب این مساله به نظر من تحمل کردن بعضی چیزا رو توجیح پذیر و ساده تر میکرد و اون آدم رو هم در دسته ارزشمند”تر” ها قرار میداد!

  2. سلام رفیق . امیدوارم خیلی زودتر مجبور بشی اون قسمت رابطه رو حذف کنی و به دنبال آن نیز ما رو هم دعوت کنی 🙂
    شرط تاثیر آدم های ارزشمند روی زندگی ما اینه که ما گوش شنوا و تواضع و صبر داشته باشیم. وگرنه خیلی زیاد دیده ام که مردم از دیدن این افراد روی گردان هستند و به حرفهایشان نیز گوش نمی دهند در نتیجه تغییر و تحولی را در زندگی خود نمی بینند. آدم های ارزشمند تجارب خوب و بد خودشون رو فارغ از اینکه بخواهند بخشی از آن را حذف کنند به ما منتقل میکنند و تصویری که از آنها میبینیم شبیه یک انسان واقعی است نه یک انسان دفورمه شده. صداقت در کنار روشن بینی کلام این آدم ها رو موثر تر میکنه. امیدوارم همه ی ما گو ش شنوا و صبر و تواضع داشته باشیم تا بتونیم از راهنمایی های آدم های ارزشمند استفاده کنیم.

    1. سلام فواد عزیز
      آقا اون بخش برای زمان جوانی و جوانه زدن ها بود!😉
      الان پسر خوبی شدم😉.

      در مورد چیزی که نوشتی برام باید بگم عمیقا حس میکنم همینطور هست. انسان های مورد اشاره من تو این مطلب، دقیقا همون هایی هستند که تجربه های بی واسطه ای به من هدیه دادند و داشته هاشون رو به قول تو بی کم و کاست و بی بُخل در اختیارم گذاشتن.

      هربار که کامنتت رو در این بلاگ میبینم خوشحال میشم فواد
      همیشه ذکر و خیرت هست با کسایی که میشناسنت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *