وبلاگ-نویسی

از یک سال وبلاگ نویسی چه چیزهایی یاد گرفتم؟

پیش نوشت: بیشتر از یک سال هست که وبلاگ مینویسم اما باید اعتراف کنم وبلاگ نویسی رو به شدت و همتی که دوستانم داشتند دنبال نکردم و از این حیث بسیار افسوس میخورم. هرچند که بخشی از این کم کاری به وسواس من در انتشار مطالب برمیگشت که به مرور و هر روز فهمیدم که […]

کولی های ایران | یه چیزایی هم هست که بشه از کولی ها یاد گرفت! | سفر به سبزوار (2)

کولی های ایران | یه چیزایی هم هست که میشه از کولی ها یاد گرفت! | سفر به سبزوار (۲)

نشسته بودم توی یکی از غذاخوری های ارزون پایین شهر سبزوار. سرم توی بشقاب بود. پیرمردی که قبل از من نشسته بود روی میز چهره دیدنی داشت. باز دلم سوخت که چرا یه دوربین خوب ندارم، وگرنه یه عکس خوب از سوژه امروز میگرفته م! کلاه نمدی خاکی رنگی رو سرش بود. از تک و […]

روایت شیخ اسرار و شاه شهید | سفر به سبزوار (۱)

گفتند که حاج ملاهادی سبزواری بزرگترین فیلسوف قرن ۱۹ام در ایران بوده. گشت زنی امروز در سبزوار، من رو به این جای دنج و باحال در وسط شهر رسوند. یک آرامگاه دوست داشتنی و واقعا آرام. نه تنها برای ملاهادی سبزواری که در اینجا آرمیده، بلکه برای هرکسی که ناخودآگاه سر از اینجا در بیاره. پشت […]

جایی آن دورتر . .

من عاشق گروه RIverside هستم و این قطعه سه دقیقه ای رو بهانه‌ای کردم که بعد از مدتی تنبلی، با وبلاگ نویسی آشتی دوباره‌ کنم.   متن موسیقی که در انتهای پست گذاشته‌م، من رو به شکل دلچسبی به فکر فرو برد. به رقم تمام شعارهای “زندگی در لحظه” و حرف‌هایی از این دست، من فکر […]

در کرمانشاه چی می‌گذره؟ | گزارش یک مشاهده

چند روزی‌ست که از زلزله تلخ کرمانشاه می‌گذره. حادثه غم انگیزی که برای من به عنوان کسی که تحصیلاتش در عمران بوده و کمی بیشتر در خصوص زلزله و عملکرد ساختمون می‌دونه غم‌ها و حرص خوردن‌های دیگری رو هم بهمراه داشت. همچنین برای اهل سفری مثل من که عاشق قومیت ها و مذاهب ایرانه، آسیب […]

دلنوشته برای تو (۳)

گاهی که اسب گریه را هِی میکنی ، می‌مانم در حیرت که چطور این حیوان، تندتر از هرموجودی یکی یکی تپه های اندوه تو را چهار نعل میرود. غروب است. آفتاب هی تکان میخورد تا جایی بین زمین و آسمان را برای نشستن خود صاف کند. نمیدانم چرا صدای پاهایش را که شنیدم، لرزه افتاد به تنم. مهمان […]

کولونی ماکسیم گورکی | درباره داستان پداگوژیکی ماکارنکو

جلد اول را چند روز پیش تموم کردم. به قدری این کتاب ارزشمند بود که دوست داشتم حتما ازش بنویسم. اول از همه از یاور مشیرفر عزیز برای دست به دست کردن این کتاب در بین متممی ها ممنونم و بعد هم از فواد انصاری عزیزم که کتاب رو برای من پست کرد. عجب داستانی. […]